بخش دوم مقالهی هندسهی بلاهت.. آهنگ این متن تامل در داستان لانه است
بخش دوم مقالهی هندسهی بلاهت
آهنگ این متن تامل در داستان لانه است. خود همین نام ِ داستان را آوردن گونهای از فهم است که در مورد متن مورد نظر به صورت پیشینی و بدون اثبات بیان میشود. متن مورد نظر داستان است پس مقاله نیست، شعر نیست. اولین حصار برگرد متن کشیده میشود تا شکار به چنگ آید. حلقه را تنگ کردن تا به دست آوردن آن گریز پا، آن حقیقت احتمالن موجود در متن- اما متن هم به هرحال راههایی به خود دارد. در هر متنی آن زن عهد عتیق بر بالای تپهای ایستاده و رهگذران را به خود میخواند. این فراخوان، پیش پا نهادن راههای رسیدن است- آیا رفتن از این راهها رسیدن است؟ به رسیدن میرسد رفتن؟
قصد از این حرف اشاره به امکانات درونی هر متن است. امکانات کاملن تاریخمند و در بند زمانهی متن و هر زمانه و تاریخی هم مهر خاص خود را بر پیشانیاش دارد و داغ خودش را بر پشت و بازو و سینهی اسیراناش مینهد. متن کافکا اگر چه بیرون از بزرگان اندیشهی هرمنوتیکی غرب اعم از آگوستین قدیس و دیگران نیست که در نهایت همه ذیل و ظل یک جهاناند اما با هایدگر هم سخنتر است چرا که با هایدگر همعصریت دارد. معاصرت دارد. اگر چه میشود در متن کافکا از دریچههای مفهومی شلایرماخر و دیلتای نگاه انداخت اما این دریچهها دورند و دید کمتری نسبت به دریچههای هایدگری دارند چرا که معاصریت ندارند آن دریچهها با سخن کافکا، با سر کافکا. از سخن دیلتای میتوان یاری گرفت که بین "تجربهی زیسته"ی کافکا و هایدگر قرابتهایی هست که این قرابت بین کافکای داستان نویس و دیگر اندیشمندان حوزهی فهم و تفسیر وجود ندارد. تمثیلی اگر بخواهیم بیانش کنیم: آن جملهای که در کتاب فهمیده میشود و آن کتابی که بین کتابهای دیگر ِ نویسنده و نویسندهای که با سرگذشتاش و سرگذشتی که در تاریخ خاصی و تاریخ خاصی که نسبت به کل تاریخ ملت و کشوری فهمیده میشود.
مدام در ربط و پیوند است با جملات دیگر، کتابهای دیگر و نویسندههای دیگر و سرگذشتهای دیگر و تاریخ زمانههای دیگر، هرچند در نهایت همه در آن تاریخ کلی یک قوم و سرزمین و قاره بههم پیوند میخورند. —------------- 1- سیر معکوس اصطلاحی¬ست عرفانی که من از رساله¬ی مجذوبعلیشاه قراگوزلو به¬خاطرش دارم. در واقع سیر معکوس می¬خواهد شناخت را به ریشه برگرداند. از آنجا و آن-چه که هستیم برگردیم و تا آن نقطه¬ی آغازین پر عشق که لحظه¬ی نخست شکل گرفتن بود ماست برسیم. @faryad_naseri