نامه‌ی سی و نه. آلی جان. یک چیز، تنها یک چیز

نامه‌ی سی و نه
آلی جان
یک چیز، تنها یک چیز. چشم می‌گردانم و می‌بینم دوستانم بعد از چندسال زندگی از پای میز بلند می‌شوند و برای همیشه اتاق را تنها می‌گذارند. این غم‌انگیز است. آنها این جدایی‌ها را می‌خواهند خیلی انسانی و دوستانه جلوه دهند در حالی که این تنها رویه‌ی ماجراست که اینجا هیچ اتفاق انسانی‌یی در کار نیست. بله بله بله که من تنها نمایش زندگی آنها را می‌دیده‌ام و از پس پشت بی‌خبر بوده‌ام، اما حرفم این است چرا این همه ما در پس پشت مشکل داریم. همیشه داشته‌ایم. اصلن چرا اینقدر پس و پشت داریم. این پس و پشت چیست؟ حوزه‌ی خصوصی؟ کدام حوزه‌ی خصوصی؟ از قضا حوزه‌های خصوصی عمومی‌ترین حوزه‌هاست که رنج‌هایی که از نابلدی گپ می‌بریم. نابلدی گپ. برای همین، این جدایی‌ها غیرانسانی است. ویترینی از شکستهای یک ملت است در برقراری رابطه، در ایجاد گپ، یک ملت را با چند ویترین می‌شود نگاه کرد و کلیت کار و بارشان را سنجید. یکیش همین. یکیش همین که بلد نیستیم شکل بگیریم. تشکیل داشته باشیم و تشکیلات. می‌گفت حالا که همه دور برداشته‌اند برای جدایی، تو خیز برداشته‌ای که ازدواج کنی. گفتم انگار این فدیه است برای بخشیده شدن. انگار می‌خواهم جبران تمام این ناشدن‌ها باشم. چیزی شده. شکل گرفته. تشکیل یافته.
۹۳/۱۰/۲۰

#فریاد_ناصری —--------------------باز نشر نامه های آلی@faryad_naseri