کالوم مک کان/ مهدی جامی. برگرفته از مجله آمریکا، ۱/ ۱۶ (آوریل ۲۰۱۷).. این راز نوشتن است:
کالوم مک کان/ مهدی جامی
برگرفته از مجله آمریکا، ۱/ ۱۶ (آوریل ۲۰۱۷)
این راز نوشتن است:
از مصایب مایه میگیرد و از روزگار مکار
وقتی که دل آدمی را سر میگشایی
– اندا اوبراین
Enda O’Brien
نویسنده جوان عزیز،
ما در خطر آنایم که اشتیاقمان برای آنچه حرفه ماست از ما ربوده شود. بحران دوران ما این است که در تسلیم دردآلودی زندگی میکنیم به هر آنچه که اقتضای زمانه است. من حتی نمیخواهم نام او را بیاورم اما بگذار با این واقعیت روبرو شویم که او تنها نیست. ما اجازه دادهایم که حاکمیت بوروکراتها و مدیران سرمایهگذاریهای تضیمنی و پرسود و سیاستپیشگان و همه آن دیگرانی که پیراهنهای یقه تنگ میپوشند ما را دست بسته و تسلیم بدارند. ما را با مخدر انتخاب روزگارمان خریدهاند: راحت طلبی. آن هم وقتی که عواطف ناموزون اجتماع خشمگین دارد زیرپای ما دامن میگسترد. دانشگاهها به کار سرمایهگذاری در سوخت فسیلی میپردازند. شرکتها از خود متشکرند در حالی که پنجرههای کارگاهها در سراسر کشور یک به یک بسته میشود. سوپرمارکتها حالا اسلحه هم میفروشند. گپ و گفتهای بیمعنی میشنویم که دیوار باید کشید و مهاجران را پشت دیوار گذاشت. کتابها دیگر آنقدر جلب نظر نمیکنند که حتی ارزش سوزاندن ندارند. مشکل ما با بیشتر واقعیتهای جاریمان آن است که همه از روی سطوح هموار- اسکرینها- عمل میکنند و با واقعیتهای پست و بلند دنیایی که در آن زندگی میکنیم، تماسی ندارند.
پس، نویسنده جوان! از روی مبل راحتیات برخیز. از خانه بیرون بزن. وارد صحنه زندگی شو. همه اینها بیمعنی است اگر فقط حرفهای پرشور باشد. کلمات تو ارمغان آرامش بخشی (به مخاطبات) نیست. خشم و هیاهو داشته باش. از تخیل آزادت فارغ از این بندها لذت ببر. این سیل نوشتار در زمانه ما از تقلیل اتوریته اخلاقی در رنج است. نه تنها در ذهن خوانندگان که در ذهن و قطعا در زبان خود نویسندگان. نوشتن دیگر بخشی از ایده ملی ما نیست. ما دیگر با همان چشمی که یک دهه پیش به نویسندگانمان داشتیم، به ایشان نمینگریم. هیچکس از آنچه ما بخواهیم بگوییم هراسی ندارد. چرا چنین است؟ زیرا که ما ارزش صدای خود را با امتیاز راحت طلبی تاخت زدیم و از ارج حرفمان کاستیم. قطبنمای ما جهت خود را گم کرده است. ما تسلیم این گرایش شدیم که خنثی باشیم. در فرهنگی زیست میکنیم که همه باید در نقشهای جای بگیریم – ما به جی.پی.اس مسیری هموار و از پیش معلوم تا مرگ دل بستهایم. از یاد بردهایم که چطور گم شویم و روی هیچ نقشهای پیدا نباشیم. این زندگی که ما اختیار کردهایم آن «سادگی غایی» نیست و پاسخ تو نیز به پیرامون، از آن سادگی نشانی ندارد. پس راهی نیست مگر اینکه تن به چالش بسپاریم.
به یاد داشته باش که نوشتن آن آزادی است که تو را در برابر قدرت گویا کند. نوشتن درگیری از نوع بیخشونت است و نافرمانی مدنی. تو ناچاری بیرون از جامعه و فراسوی اجبارها و تحمیلها و خصومت ورزیها و بیرحمیها و تهدیدها بایستی. هر جا که قدرت میخواهد تو را بپیراید و ساده کند، پیچیده باش. هر جا که خواست از تو کینه کشی کند پرهیز نکن آماده باش. آن جوهر شگفتِ نوشتنِ صاحب عیار در آن است که نبض زخمها را بسنجد بیآنکه آلوده خشونت عملی شود. نوشتن راهی است برای اذعان دردها بیآنکه بخواهد درد را بستاید یا آن را تحمل کند. نوشتن به خیال درد راه میدهد و همزمان ما را وامیدارد تا بالغ شویم و با دیوهای خویشتن روبرو شویم. ما برق رنج را لمس میکنیم اما از برقگرفتگی آن نهایتا به سلامت میرهیم. ما حامل زخمهاییم اما آنها همیناند: زخم و نه چیزی بیش.
ما باید این نکته را خوب درک کنیم که زبان قدرت است فارغ از اینکه چقدر قدرت تلاش کند ما را بیزبان کند. میخواهی دشمنانات را بشناسی؟ کتابهایشان را بخوان. نمایشهایشان را تماشا کن. شعرشان را بسنج. به قلب دشمن وارد شو. اندوه آنچه میدانی بارها بهتر است از نادانستگی. نبض دانستن از روبرو شدن با سایههای توبرتو و لایههای پیچ در پیچ جهان نیرو می گیرد. بنگر قلمات را به ستیز با که می چرخانی.
به پا خیز. روشن بدان که برای اینکه قهرمان نوشتن باشی ممکن است ناگزیر باشی نقش دیوانگان را برعهده بگیری. بیچاره یوریک دلقک (در هملت)، بیچاره فلستَف (در نمایشهای شکسپیر)، بیچاره شهروند سرشناس. نقش قهرمان غالبا ابلهانه به نظر میرسد اما بهترین قهرمانان اراده بر آن دارند که این نقش را هر طور هست بازی کنند. در برابر جنگ. در برابر آز. در برابر دیوارها. در برابر ساده سازی. در برابر ندانم کاری و بیمایگی. دیوانه است که باید حقیقت را بازگوید. حتی وقتی که – یا شاید بخصوص وقتی که – گفتناش ناگوار و نامطلوب باشد. هیچ شرمی از گفتن حقیقت به خود راه نده. عقب نشینی نکن. به گاو آرامی که در چمن سکوت میچرد تبدیل نشو. بیرون (از قدرت) بایست. خطر کن و خطرناک باش. بگذار مردمان از زبان تو بیمناک باش