…. بر ما بگستران. آن ابر را
#ثنای_نوزدهم
#صحیفه_سجادیه
#بازنویسی_فریاد_ناصری
بر ما بگستران
آن ابر را
که میرویاند گیاه را در اطراف زمین
و ببارانش
که میرساند میوه ها را و میشکوفاند گل و گیاه شهرها را
که زندگانی شهرند
فرشتگان نویسنده را بگو
که آب بیاورند به باران
باران بسیار سخت و تند و شتابان
باران زنده ساز
باران بازگرداننده
بارانی که آمدنی را میآورد
با ابرهای روی هم انباشته
ابرهایی که رعدشان
رساست
و برقشان دروغ نیست
باران برطرف کننده
رویاننده
بارانی برای آن گیاه که ایستاده
برای آن گیاه که شکسته
آب ده به ما
آبی روان کنندهی تلها
بالا آمده در دل چاهها
آب رویش
آب ارزانی
آب نشاط
آبی که شادمانی است
آبی که پر کند پستان شیردهان را
آب توانایی
و سایههای آن ابر را بر ما
باد گرم و سرمای شوم و بارش عذاب و آب شور مگردان
بار خدایا عطا کن به ما
از آسمان و زمین
زیرا تویی که توانایی
… … … … … …
حالا سه سال از بازنویسی این ثناها میگذرد کار امروز و فردا هم نیست که باز همینجا منتشرشان کنم. دوری دیگر باید که من چندتایی مهیا کنم. کار عمر است این. درآوردن دل خوش از میان کلمات غبار گرفته، کلماتی که در آغاز برای ما سخت و ناخواستنی هستند. از هر که بدمان میآید یکجای دیگر نشانش میدهیم. اما این کلمات، خیال جمعی بخش اعظمی از فرهنگ ما هستند، حالا تو بگو نه! پس فعلن این باشد آخرین ثنا.
کار دیگری که بهطور پیگیر اینجا منتشر خواهم کرد. نامههای آلی است. پروژهای برای زنده کردن فرمها و قالبها نه مگر بازنویسی ثناها زنده کردن گونهی حمدیهنویسی بود. نامههای آلی پیش از ثناها منتشر شدند. قرار بر چاپشان بود. آنقدر خط خوردند که چیزی ازشان باقی نماند. پس باز میگذارمشان اینجا، برای آنها که نخواندهاند و حتا برای آنها که خواندهاند.
کلمه آزاد است نظر میپذیرد اما سکوت را نه.
@faryad_naseri