الگویی برای فهم مردم. یا تمثیلی برای فهم چیزی به نام مردم

الگویی برای فهم مردم
یا تمثیلی برای فهم چیزی به نام مردم

مسلمن در اول قدم از مردم، جمع بزرگی از انسان‌ها به خاطر می‌آید اما مردم تنها جمع تک‌تک افراد نیست همانطور که ساختمان جمع مصالح و اجزایش نیست بلکه تجمع این اجزا به اضافه‌ی چیزی که آن را ساختمان می‌کند. وگرنه یکی می‌تواند اجزا را بر هم بینبارد و بگو این هم ساختمان.
پس اگر تنها و تنها بخواهیم مردم را با جمع تک‌تک آنها تعریف کنیم، تعریف درست آن را از دست می‌دهیم. در مثال ساختمان آن نقشه و اندیشه‌ای که برای هدفی خاص مصالح و اجزا را در طرز خاصی استفاده می‌کند، ساختمان را معنادار می‌سازد. اما جمع مردم چه؟ بر اساس کدام نقشه و اندیشه‌ای در طرزهای خاصی جمع شده‌اند که مردم شوند؟
می‌گویند انسان موجودی اجتماعی است. این یعنی به طور ذاتی انسان‌ها میل به جمع شدن دارند اما این میل ذاتی برای چه در ذات ما وجود دارد؟ بیایید از قلب تاریخ شروع کنیم. انسانها گرد آمدند تا از خود در برابر خطرات طبیعی نگه‌داری کنند. امنیت خود را تامین کنند. نیازهای عاطفی و روانی و ... برآورده سازند. آنگاه شکل گرفتند. در گروه‌های خاص و شکل‌های خاصی. قبایل و طوائف و آبادی‌ها و دهستان‌ها و شهرها و ایالات و ولایات و کشورها. تمام این‌ها مفاهیم انتزاعی نبودند بلکه در خود شکل و شمایلی از چیدمان و تقسیم قدرت و ‌ثروت را حمل می‌کردند و ‌همینطور پیوندهایی را که از فروپاشی‌شان جلوگیری می‌کرد. چیزی که به تک‌تک انسان‌ها در این جمع معنی و‌هویتی می‌داد.
و‌حالا می‌شود پرسید ما امروز چگونه مردمی هستیم؟ چه شکل و شمایلی در تجمع‌مان داریم؟ چه چیزی یا چیزهایی ما را به هم پیوند داده است؟ یا نه ما دیگر مردم نیستیم بلکه تلنباری از آدمهاییم که نقشه‌ی راه و‌ هدف‌مان را گم کرده‌ایم.
من استدلال و‌ جواب خاصی برای این پرسش‌ها ندارم. نه می‌توانم بپذیرم بی شکل و شمایلیم، نه می‌توانم بگویم شکلی داریم چرا که برای هیچ کدام استدلال خاصی ندارم. تنها برای فهم این مفهوم، الگویی تمثیلی دارم که گمانم آغاز کردن از آن می‌تواند راهی باشد. این تمثیل پاسخ من به خودم و پرسشگرانی است که هر بار در برابر رفتار جمعی غلطی از مردمانی که ماییم دچار حیرت و سرخوردگی می‌شویم.
همیشه پاسخم را با این پرسش آغاز می‌کنم. آیا عموم مردم با تامل و فکر زندگی می‌کنند؟ پاسخ این است که خیر، مردم بر اساس عادت‌ها و بی تامل می‌زیند. گام بعدی پاسخم این است که پس می‌شود آنها را با گیاهان قیاس کرد. گیاهان در هوای خوب گل و میوه و برگ و بارشان زیباست، اما اگر در سرما و گرما و کثیفی باشند زشت و بی برگ و بارند. آنچه ما این‌روزها از مردمی که ماییم، می‌بینیم نتیجه‌ی هوایی‌ست که ما را احاطه کرده است و هوای هر مردمی در دست کسانی‌ست که بر آنها حکم می‌رانند.
#فریاد_ناصری
#یادداشت
@Hekmatkalame
@Faryad_naseri