بیژن کلکی ترانه‌هایی برای آلکاپون:. شعری از ‌کلکی.. ‌عید

بیژن کلکی ترانه‌هایی برای آلکاپون:
شعری از #بیژن‌کلکی

#ترانه‌عید

ستاره
تریشه تریشه
مه گرفته
جنگل و بیشه
چشم چراغ پنجره روشن
عطر خیال یاد تو با من
گفتی نمیر و
منتظرم باش
من هم نمردم و
منتظر استم
شب
ایستاده
در گذر باد
آن بوف کور
یاد من افتاد
اکنون ستاره ها
شکسته و خسته
خون
راه بر گلوی تو بسته
سلطان سعید
تو گفتی
من هم به گریه نوشتم:
-ایران من
هزاره‌ی‌دیگر
عید سعید
بر تو خجسته

بیژن کلکی شاعر تلخ نادیده مانده و این شعر درخشان

تهران عید سال 1361
https://t.me/bijankelki/74