شعر صناعتی لفظی است که تمام امتها، با همهی اختلافی که میانشان هست، آن را بهکار میبرند
#صناعت_شعر
شعر صناعتی لفظی است که تمام امتها، با همهی اختلافی که میانشان هست، آن را بهکار میبرند. غرض اصلی از شعر تاثیر بر نفوس و برانگیختن عواطف است؛ مانند: شادمانی و ابتهاج، یا غم و اندوه ، یا دلیری بر کاری و اقدام بر آن، یا خشم و کینه، یا ترس و هراس، یا تعظیم و بزرگداشت یک امر، یا تحقیر و خوارشمردن چیزی و انفعالاتی از این قبیل.
پایه و اساس کلام شعری که در انفعالات نفسانی و ادراکات آن موثر است، تخییل و تصویر است، ]یعنی خیالپردازی و معانی را در قالبها و صورتهای خاص ریختن.[ چرا که خیالپردازی و صورتگری بیشترین تاثیر را در اینباره دارد. و از اینرو گفتهاند: منطقدانان یونانیِ نخستین، مادهی مقوم شعر را تنها "مخیلات" قرار داده بودند، و وزن و قافیه را در آن معتبر نمیدانستند.@faryad_naseri
و اما اعراب – و به پیروی از ایشان، ملتهایی مانند ایرانیان و ترکان که با آنها ارتباط داشتند- وزن و قافیهی مخصوص را که در علم عروض و قافیه معروف است، در شعر معتبر دانستند؛ اگر چه این امتها در خصوصیات آن با هم اختلاف دارند. نزد ایشان عباراتی که خالی از وزن و قافیه است، اگر چه مشتمل بر قضایای مخیله باشد، شعر نامیده نمیشود.
البته شیخالرئیس در "منطق شفا" تصریح کرده است که یونانیان، مانند اعراب، وزن را در شعر معتبر میدانستند. او حتی نامهای وزنها نزد یونانیان را ذکر کرده است. و باید هم چنین باشد. زیرا وزن بیشترین تاثیر را در خیالانگیزی و انفعالات نفس دارد؛ چرا که موسیقی و آهنگی که در آن است، ادراکات را برمیانگیزد، و انسان را به هیجان میآورد. و همهی ارزش موسیقی به آن است که بر یک وزن مخصوص واقع شود. بلکه باید گفت قافیه نیز از این جهت مانند وزن است؛ اگرچه بدان پایه از اهمیت نیست.
#بخش_اول
#منطق_مظفر
@faryad_naseri