رفعت غزل و قصیده را نمی‌پسندید، امیرخیزی نیز به‌چشم حقارت در اشعار جدید می‌نگریست

رفعت غزل و قصیده را نمی‌پسندید، امیرخیزی نیز به‌چشم حقارت در اشعار جدید می‌نگریست. نوپردازی رفعت غوغائی در تبریز تهران و شیراز و جاهای دیگر برانگیخت[۶]. می‌توان گفت رفعت نخستین شاعر نوپردازی بود که اولین سنگ بنای شعر نو را گذاشت و رفت و فراموش شد.
جریان‌های سیاسی روسیه، به‌ویژه انقلاب اکتبر، از ابتدای شروع تا تحقق آن به‌وسیلهٔ لنین و یارانش پیوسته تأثیر مستقیمی در پیدایش افکار انقلابی و پیشرو در ایران داشته است و یکی از تأثیرات آن ظهور حزب دموکرات آذربایجان است که به‌فاصلهٔ کمی پس از شورش فوریه ۱۹۱۷ روسیه، به‌رهبری شیخ محمد خیابانی تشکیل شد. در مدت پنج سالی که خیابانی به‌مبارزه مشغول بود، رفعت به‌عنوان دبیردوم حزب پیوسته در کنار او قرار داشت و نه تنها ذوق و قریحه و هنر و استعداد خود را صرف خدمت به‌آن کرد بلکه جان خود را نیز مردانه و بی‌ریا بر سر آن نهاد.
خیابانی به‌منظور تنویر افکار و ترویج مرام و مسلک حزب دموکرات روزنامهٔ تجدد را تأسیس کرد که یکی از مهمترین روزنامه‌های انقلابی دوران مشروطیت ایران بود، و آن را ارگان حزب قرار داد و سردبیری آن را به کف با کفایت تقی رفعت سپرد که در این زمان از بستگان و نزدیکان خیابانی شده بود، و او قریب پنج سالی که این روزنامه دایر بود با قلم شیرین خود به‌نوشتن مقالات سیاسی و اجتماعی و ادبی پرداخت و «می‌توان گفت که در میان جراید داخلی ایران جریدهٔ تجدد اولین روزنامه بود که مصداق و مفهوم جریده‌نگاری را ثابت نمود»[۷].
رفعت با نوشتن مقالات انتقادی عمیق که نشانهٔ بینش عمیق سیاسی و اجتماعی اوست، توجه تمام محافل ادبی تهران را به‌خود جلب می‌کند و به‌نویسندگان روزنامه‌های تهران درس تجدد و آزادی‌خواهی می‌دهد.
او با طرح مجادلات سازندهٔ ادبی با ملک‌الشعرای بهار و دیگران راه را برای پیدایش شعر نو هموار می‌کند و با حمله به‌قلعه‌های کهنهٔ ادبی و مدافعان تحجر، زمینه را برای ظهور نیما آماده می‌سازد.
در مدت شش ماهی که حزب دمکرات آذربایجان قیام کرد و حکومت آذربایجان را در دست داشت، خیابانی همه روزه در صحن تجدد به‌ایراد نطق‌های آتشینی می‌پرداخت و مرام حزب و خواست‌های آزادیخواهان و انقلابیون آذربایجان را برای مردم تشریح می‌کرد. «گفتارهای خیابانی که به‌ترکی رانده می‌شد و تا پایان کارش هر روزه بود، در روزنامهٔ تجدد کوتاه شدهٔ هر یکی را آورده، ولی باید گفت میرزا تقی خان رفعت (نویسندهٔ تجدد) در برگردانیدن آن‌ها به‌فارسی دستی در جمله‌ها برده»[۸].
در این زمان حاجی اسماعیل آقا امیرخیزی که از رهبران نهضت دمکرات آذربایجان بود پیشنهاد می‌کند که چون آذربایجان در راه مشروطه کوشش‌ها کرده و آزادی را برای ایران بازگردانده نامش را «آزادیستان» بگذاریم. این پیشنهاد پذیرفته می‌شود و نام آذربایجان به‌آزادیستان برگردانده می‌شود و کمی بعد از آن، یعنی در پانزدهم خرداد ۱۲۹۵، مجلهٔ آزادیستان پدید آمد که نویسندهٔ آن، تقی رفعت، سردبیر روزنامهٔ تجدد - ارگان حزب دمکرات آذربایجان – بود.
مجلهٔ آزادیستان، خود را هواخواه تجدد[۹] در ادبیات معرفی کرده بود و با درج «مقالات و قطعات منظوم دربارهٔ عالم نسوان و بحث جدی و اصولی شعرای جوان به‌سبک و شیوهٔ نو، بر سایر مجلات همدورهٔ خود امتیاز داشت»[۱۰]. از مجلهٔ آزادیستان سه شماره منتشر شد و شمارهٔ چهارم آن (به‌تاریخ ۲۱ شهریور ۱۲۹۹) زیر چاپ بود که نهضت دمکرات آذربایجان به‌دست مهدیقلی هدایت (مخبرالسلطنه) سرکوب شد، و آن شماره انتشار نیافت.
در فروردین ماه ۱۲۹۹ شمسی که آزادیخواهان تبریز به‌رهبری شیخ محمد خیابانی قیام کردند، در تهران به‌تصور این‌که علت قیام دمکرات‌ها وجود کابینهٔ وثوق‌الدوله است، برای انحراف قیام چنین صلاح دیده شد که کابینهٔ وثوق‌الدوله سقوط کند و مشیرالدوله کابینه را تشکیل دهد، و چنین شد. مشیرالدوله با خیابانی وارد مذاکره می‌شود ولی از مذاکرات نتیجه‌ئی نمی‌گیرد، و برای خفه کردن قیام، مخبرالسلطنه هدایت را که مردی مزور و دورو بود و سال‌ها به‌آزادیخواهی تظاهر کرده بود به‌حکومت آذربایجان منصوب می‌کنند. وی در اواسط ذیحجه ۱۳۳۸ وارد تبریز می‌شود و پنهانی با مشتیچ رئیس روسی قزاقخانهٔ تبریز نقشهٔ کودتائی را طرح می‌کند. عملیات، صبح روز ۲۹ ذیحجه ۱۳۳۸ شروع شد. تبریز به‌خاک و خون کشیده می‌شود و پس از مدت کوتاهی دموکرات‌ها شکست می‌خورند و خیابانی، این انقلابی پرخون و دلیر، به‌دست ایادی مخبرالسلطنهٔ هدایت، این حیله‌باز مزور، کشته می‌شود (۲۹ ذیحجه ۱۳۳۸). اراذل و اوباش جسد او را بر زمین کشیده به‌عالی‌قاپو، دربار مخبرالسلطنه، می‌برند و جایزهٔ خود را دریافت می‌کنند. همچنان که مخبرالسلطنه به‌وسیلهٔ مشیرالدوله نشان قدس با حمایل مخصوص دریافت می‌کند[۱۱].