و ما با سنگ. قوطی‌‌ها را می‌زدیم. زن‌ها را می‌‌زدیم

وَ ما با سنگ
قوطی‌‌ها را می‌زديم
زن‌ها را می‌‌زديم

قوطی‌ها
از روی چوب‌ها نيافتادند
تنها كج وكوله
منتظر ابرها شدند
كه بر زخم‌های‌‌شان بتادين بزند

ابر
سينه‌‌ی زن‌ها بود
برای سنگ‌ها هم
می‌جوشيد

#فریاد_ناصری #اوراد_حاشا کتاب کمتر خوانده شده ام. کتابی که مرز من با من دیروز و امروزم است. @faryad_naseri