چنان مکن که ببندم در امید به چشم. ز انتظار کشم سرمه‌ی سفید به چشم.. دوانده ریشه‌ی سیماب نخل مژگانم

چنان مکن که ببندم در امید به چشم
ز انتظار کشم سرمه‌ی سفید به چشم

دوانده ریشه‌ی سیماب نخل مژگانم
ز اشتیاق تو از بس نگه طپید به چشم

مرو که دردِسرت می‌دهد خمارِ نگاه
بیا که باده‌ی نظّاره‌ام رسید به چشم

سرشک از مژه‌ام می‌چکد نگاه‌آلود
خیال روی توام بس که آرمید به چشم

#شوکت_بخاری
@faryad_naseri