تأملی بر بیانیهی فعالان فرهنگی.. بینام و نشان است
تأملی بر بیانیهی فعالان فرهنگی
نخستین سستیِ متن بیانیهی جمعی از فعالان فرهنگی این است که آشکار نیست کجا و به دست چه کسانی نوشته شده است. بینام و نشان است.
میشود با نوشتن چنین متنهایی هزاران مقاصد برآورد.
وقتی زیر متن نامه نامی نیست یعنی خود نویسنده جرات آشکار کردن نامش را نداشته است و آشکارگی نامش را منوط به قدرت نامهای دیگر کرده است -تازه در بهترین حالت خوشبینانه- گیرم که نویسندگانش قصدی جز خیر نداشتهاند اما هنوز متن بینام و نشان است. چه کسانی پای آن ایستادهاند؟
اگر این متن را کسانی نوشته باشند برای شناسایی سر و دستهای جسور، آنوقت چه -در بدبینانهترین حالت-؟
دوم سستی این است که متنی چنین به جای اشاره به مصداقها باید از بنیانهای جهانشمول حرف بزند که در هر جا و برههای قابلیت پذیرش داشته باشند.
هشتاد و هشت اگر چه میتواند ذیل خواستهای بنیادین قشری کثیر از مشروطه تا به اینسو باشد اما همهی آن نیست. حرف این است، فارغ از قضاوتها و یا گردن نهادن به قوانین حکومتی یا عدم گردن نهادن به آن،
مردم حق دارند بر آنچه نمیپسندند و نمیخواهند معترض شوند و (کمی ایدهآلیستی) حکومتها حق ندارند در مقابل مردم از قدرت قهری استفاده کنند. حتی اگر معتقدند این جماعت مردم یا کافهی مردم نیستند باید به شکلی دموکراتیک راهی بیابند تا عیان شود اینان مردمانند یا نامردمان و اگر مردمانند، چند بهره از مردمند. اگر حکومتی این روشهای برخورد را برنگزیند این خود اوست که مردم را به بلوا میخواند.
و این هر دو خود نکتیست مهم که در این نوشته از یاد رفته است. و آن را بیشتر متنی عصبی کرده است تا متنی اثرگذار در این برهه.
کمی دیر شد این متن اما برای آینده خوب است در نظر بگیریم این نکات را