مرگ بر پیش از زنده باد اگر برسد ایرانی این بار به روز اول هجرت در مدینه میرسند …انقلاب خود پدیدهای پیشاسرمایه داری است
مرگ بر پیش از زنده باد اگر برسد ایرانی این بار به روز اول هجرت در مدینه می رسند.
انقلاب خود پدیده ای پیشاسرمایه داری است. یعنی این که شیوه ای را از بنیاد دگرگون کند و مناسبات پیشاسرمایه داری را بروفد، نمونه ی انقلاب اکتبر روسیه. در انقلاب روسیه، روسیه ای که اگر طبقه کارگری هم داشت به همراه دهقان ها در جنگ بود و جنگ در بنیاد شیوه ای شبانی است، مردمانی شهرنشین که نسل در نسل، هزاره شهرنشین، یکجانشین باشد و با محیط زیست خود اُخت باشد و شهر را بند خودش نبیند، شیوه ی حل مشکلاتش بر همکاری و همسنخنی است. این سخن، این پرله، این گفت گو بعدها در غرب پارلمنت را می آورد و در شرق لوی جرگه را، جرگه ی بزرگان را. این شیوه ی حل مشکل با گپ در آن طرف سر کوه ها ماند و این جا به میان شهرنشین هایی آمد که همواره "خانه ی امن" را، آسیل را (آسل را، خانه ی آ را)، بست را داشتند: جایی که تن از تعقیب آزاد است. انقلاب روسیه انقلاب کارگرهایی بود که از ده آمده بودند اما کار نداشتند. همان که مارکسیست های آن ها را لومپن می نامند. این ها با کفش های زهواردررفته به شهری ریخته بودند که اگر پوتینی به پایت می کرد، به جنگت می برد و نانت می داد به ات لطف کرده بود. این انقلاب به بازو نیاز داشت: دهقان هایی که یک راست از ده به جنگ می رفتند، دهقانزاده هایی که به شهر آمده بودند اما شهروند نبودند که شهر از آن خود و خانه ی خود بداند. این ها و کمونیست ها که یکسره پرورده در خانه های شهرنشین بودند اما شهر را خانه ی خود نمی دانستند، شهر تو جایی است که از آن نانت را در می آوری و می توانی با کارت بامی بر سر خود بیاوری. این ها، کمونیست ها سر و آن ها بازو بودند. کومونیست ها بیشتر اشرافزاده هایی بودند شهرنشین، خانزاده، نانشان از شهر نمی رسید، آن ها به املاکشان زنده بودند که در ده بود و با دهقان ها سر و کار داشت. این ها از آن جا می خوردند و بر این جا می ریدند. این ها سر و آن ها دست، همه به سوی نشانه شر تمام تا تارانده شود، رانده شود و فرشته بیاید.
برای انقلاب دو نماد می خواهد: یکی این که روشن شود کی مباد؟ مرگ بر کی باد، دیو کی است. این مرگ بر یا مباد باید در دستگاه را بالا برود تا به قدرقدرت برسد: سر داستان: دیو، شر تمام. این مرگ بر که آمد و همه را یکدست کرد نوبت زنده باد و کی باد است. تا مدتی این موج باد و زنده بادها متنوع است. اما می رود که تمام آن مباد خاکی را باد روحانی و کاریسمایی کند و یکی را بالا بیاورد. این دو سوی اثیر اعلا و خاک پست که در میانه ی روز آمد انقلاب می شود. مدتی شاه مورتی است اما شاه تازه بالا می نشیند و بازار می گردد و می گرداند. انقلاب بین شر تمام و نیک تمام می گذرد.
#سردار_صالحی
@faryad_naseri