همان‌طور که پذیرفتیم شادی نتیجه‌ی علم به شادی است که ما را به شوق می‌آورد

همان‌طور که پذیرفتیم شادی نتیجه‌ی علم به شادی است که ما را به شوق می‌آورد. از طرفی به تجربه هم می‌دانیم که شادی برآمده از رخدادی باید باشد. این رخدادها را در فارسی "جشن" می‌نامند. ما در جشن‌ها شادیم و شادمانی می‌کنیم. این جشن‌ها کدامند؟ جشن به دنیا آمدن، جشن به پایان بردن آموختن، جشن ازدواج... این‌ها جشن‌هایی شخصی‌اند، جشن‌های عمومی چه داریم؟ نوروز را می‌شود جشن عمومی و همگانی دانست.
ما از این جشن‌ها شاد می‌شویم و به شادمانی می‌پردازیم و به شادمانی، پایکوبی می‌کنیم. همین رخ نمودن کلمه‌ی پای‌کوبی می‌تواند دست‌آویز خوبی باشد. شما در اطراف خود چقدر در این سال‌ها پای‌کوبی دیده‌اید یا عامیانه‌ترش رقص؟
پای‌کوبی و رقص بارزترین نشانه‌های شادی و شادمانی‌اند و ما تنها در خفا و خلوت و گاه به ندرت در جمعی عمومی‌تر رقص را از نزدیک دیده و درک کرده‌ایم یا در آن مشارکت داشته‌ایم.
هر چند ممکن است بسیار کسان بر من خرده بگیرند که ما شادمانی اقتصادی و یا هزاران نوع شادمانی دیگر داریم اما آیا جز این است که شادمانی در ناب‌ترین حالتش به دست افشانی و پایکوبی می‌رسد؟ پس من بدون انکار تمام انواع ممکن شادمانی، نظر به آن غایت ناب شادی و شادمانی دارم که خودش را در رقص و پایکوبی نشان می‌دهد، چیزی که در زیست امروز ما کمترین جلوه و بروز را دارد.
و این خود می‌تواند دو معنا داشته باشد که یا ما در احوالات این‌روزهای‌مان هیچا به آن غایت اصیل شادی نزدیک نمی‌شویم یا اگر نزدیک می‌شویم قید و بندها آنقدر آن را سرکوب کرده است که خود بدل به ضدش شده است؛ یعنی ما از نتوانستن شادمانی کردن دچار رنج شده‌ایم رنجی به همان میزان نابی و عمق. غایت رنج.
#شادی #شادمانی#میل #شوق #رقص #جشن#پایکوبی
#فریاد_ناصری @faryad_naseri