شعر در دههی هفتاد..۱). برای همین هم کمتر دیده شده است
شعر در دههی هفتاد
1)
یکی از شاخصههای شعری دههی هفتاد نه در همهشان، که این شاخصه اصیلتر از آن است که همه گیر شود. برای همین هم کمتر دیده شده است. آن دور شدن از نوجویی در بازسازی بخش پیشرو سنت بود. همان که رویایی و عدهای از حجمیها روی آن تاکید داشتند. آن شاخصهی مد نظر در عبارت دیگر میشود این: نجات نوجویی از شطح نویسی، که رویایی و دیگریها پیش رواش نشان داده بودند.
2)
اتفاقات شعری دههی هفتاد پیش از هر چیزی در متن بررسیهای جامعه شناختی، چشمگیرتر و رواتر دیده میشوند. این اتفاقات برآیند رفتارهای نسل و نسلهای پیشین بود و تاملها و نظرها وخشمهای نسل رقم زنندهی آن شعرها از آن رفتارهای مذکور، شعر دههی هفتاد غرش خشم جوانان بود.
برای نشان دادن هرچه که برای آنها در متن بود و برای نسل پیش در یک حاشیهی دور و غیر قابل اعتنا. شعر دههی هفتاد شعر حاشیهها بود و در این حاشیه ایهام را هم مد نظر داشته باشید.
26-6-88
3)
امتناع ِ شعر از زبان صریح در دههی هفتاد
شعر در دههی هفتاد دچار زبانی شده بود که از صراحت و آشکارگییی که سهم خود زبان شعر است امتناع داشت. گفتم صراحت و آشکارگییی که سهم زبان شعر است تا با هر صراحت نثری و بیانگرانهای تفاوتاش را حفظ کنم.
این امتناع تا حدود زیادی برخاسته از بازی دوگانهی جریان سیاسییی بود که پرچمدار حرکتهای نو شده بود و در کل بسیاری از اصول و قواعد قدرت والای نظام سیاسی و چارچوبهای آن را قبول نداشت اما برای ادامهی بازی و ماندن در میدان بازی تلویحن آنها را میپذیرفت و در عمل آنها را طرد میکرد.
نداشتن جرات بیان در برهم زدن آن اصولی که نمیپذیریم به هزار دلیل یکی مثلن همین قدرت قهریی ِ حاکمیت ِبالاسر که بی هیچ درنگی میتواند نفسات راغارت کند و جسدت را جنازه، صراحت را از زبان سرخ میستاند.
سر سبز ما مگر از همین جنبیدنها و جنبشها سری توی سرها در آورد که مجالی به زبانمان دادهاست تا کمی صریحتر شویم. تا کمی صراحتمان گل کند.
20-2-89
یادداشتها با تاریخهایشان
#فریاد_ناصری
#شعر_دهه_هفتاد
@Hekmatkalame
@Faryad_naseri