ادب اهل ادب کو؟.. جایی که «کردن» را بد و زشت مییابیم و دست به دامن افعال دیگر میشویم
ادب اهل ادب کو؟
باور من این است که ریای فرهنگی ما بیشتر جلوههای خودش را در زبانمان متجلی کرده است. جایی که «کردن» را بد و زشت مییابیم و دست به دامن افعال دیگر میشویم. به قول رضا شکراللهی «کردن چه بدی داشت که یکبار نکردی؟»
از طرفی گاهی با کمدانشی و گاهی به عمد ساحتها و حوزهها را با هم خلط میکنیم. بهطور مثال ادبیات و اخلاق و ادب را -اشتراک لفظی ادب را دقت کنید.-
« ادبیات » به معنای (اَ دَ یّ) [ ع . ] (اِ.) آثار ادبی ، علوم ادبی . ؛ ~ تطبیقی مطالعة ادبیات به شیوة فرامرزی . ؛ ~ کلاسیک مجموعة آثار با ارزش باقی مانده از سخنوران و نویسندگان کهن هر ملتی . ؛ ~ ِ شفاهی مجموعة آثار فرهنگی رایج در بین مردم اعم از چیستان ها، متل ها، افسانه ها و همانند آن .
فرهنگ فارسی معین
و اخلاق در معنای خلق و خوی و علمی که در خلق و خوی آدمی میاندیشد. هر کدام ساحتی جدا هستند با منطقهای درونی خودشان.
و ادب که اشتراک لفظی است.
یعنی وقتی میگوییم «ادبدوستان» منظورمان دوستداران ادبیات است و هنگام که میگوییم ادب آداب دارد، ادب را در معنای کرد و کار و خلق و خوی به کار بردهایم.
ادب را چنین معنی کردهاند:
« ادب »
(اَ دَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - فرهنگ ، دانش . 2 - هنر. 3 - معاشرت ، روش پسندیده . 4 - شرم ، حرمت .
فرهنگ فارسی معین
پس ادب ادبیات چیزیست و ادب خُلق چیزی.
اما ادب تعلیمی هم داریم که در بخشهایی از آن مشخصن با اخلاق پیوند محکمی دارد که همهی ادبیات نیست و بخشی از آن است.
در این روزها بعد از بحثهای درگرفته پیرامون روشنفکری و مرگ مجتبی عبدالله نژاد، شاعری قلم در هجو چرخاند و شاعر دیگری نیز در مقام پاسخ دادن برآمد و چیزی نوشت.
آشوب برخاست که ادب اهل ادب کو؟ آه از مغالطه!
ادبدوستان گرامی غرق در ریای زبانی که حتا کار را هم نمیکنند بلکه انجام میدهند گویا ادبیات را در نسیانی سانسورانه تنها تعلیم و پند و موعظه دیدهاند.
نخست اینکه این جدلهای ادبی فارغ از بحث اخلاق در تاریخ ادبیات نمونه بسیار دارد و خود جزوی از ادبیات است. دوم اینکه ادبیات فقط تعلیم نیست و هجو و هزل هم دارد که تعریف و شخصیت دارند در عالم ادبیات.
« هجو »
(هَ) [ ع . ] 1 - (اِمص .)بدگویی ، سرزنش . 2 - مذمت به شعر. 3 - (اِ.) حرف یا چیز بیهوده .
فرهنگ فارسی معین
و « هزل » یعنی
(هَ) [ ع . ] (اِ.) مسخرگی ، مزاح ، شوخی .
[ فرهنگ فارسی معین ]
همهی ادبیات تعلیم و ادب در معنای شرم و اخلاق نیست.
روند ریای ما از زبان اکنون به شناخت رسیده است. یعنی ریایی شناختی پیدا کردهایم و بعضی از شاخههای دانش را خارج از ادب مییابیم و سعی در حذف و نابودیش داریم. شبیه سانسورچیایی که خودش را بیشتر از سعدی و دیگر بزرگان دلسوز فرهنگ میداند و شعرهای آنها را خط میزند البته اگر خوب فکر کنیم خود کتاب حکیم هم سورهی گمراه کنندهای دارد مانند سورهی یوسف که تعریف و ذکر چنین قصهای خارج از ادب است و بهتر است حذف شود.
@faryad_naseri