بعد می‌فرمایید فرهنگستان جایی علمی است و نخبه‌گان این خاک آنجایند

بعد می‌فرمایید فرهنگستان جایی علمی است و نخبه‌گان این خاک آنجایند. می‌خواهید بنشینم و بشمارم برای‌تان چند نخبه آنجا نیستند و به اشتباهی جای دیگری هستند. یعنی همین که مدارج علمی داشته باشی می‌شود در این مکان علمی مشغول شد. نیاز به چیز دیگری نیست، التزامی، اعتقادی؟
چقدر ساده و سهل‌گیرانه است چنین بهشتی و حقا که بهشت اهل نظر است. البته در همه چیز شما اینقدر ساده سازید مثلن وقتی چنین ادعایی را از دهان طرف مقابل می‌نویسید: "همچنین حرف ما «برخی از روشنفکران» سند است چون در قتلهای زنجیره ای کشته دادیم." یاللعجب! کدام‌جا و کدام‌کس چنین ادعایی کره است؟ بفرمایید دقیقن و به عینه نمونه بیاورید.
شما دوگانه‌ای می سازید چنین ساده انگارانه با فراموش کردن تمام عقبه‌ی تاریخی چنین وضعی در دل حکومتی که در ساختن متشابه دست قوی دارد. هرچه که بود و هست حضرات نمونه‌ای از آن هم برای خود می‌سازند. در برابر کانون، فرهنگستان را می‌گذارید. در برابر اهل کانون، اهل فرهنگستان را آن‌طرف برخی از روشنفکرانند که به‌طور پیشنی گفته‌اید بیشینه‌شان اهل سلب و حرف و بی‌منطقن‌اند. این سو هم نخبگان و بزرگان و داد‌رسان که چشم بر هیچ حق زایل شده‌ای نبسته‌اند و اهل تولید و عملند. چنان که این توصیف در متن خانم اقتصادی‌نیا هم بود در حق "مجتبی‌عبدالله‌نژاد: "مثل موتور کار می‌کرد"
پافشاری شما بر نوع زیستن و دوگانه‌ی عمل/نظر – اگر حتا نظر را برای این سو قائل باشید. پافشاری‌ای از پیش از اعتبار افتاده است. با نقل تکه‌ای مقاله‌ی "فلسفه و بحران غرب" ارجاع تان می دهم به بی‌شمار متنها در این زمینه : "اما در مقابل برداشت عملی نسبت به جهان، این امکان به‌طور ذاتی برای انسان وجود دارد که تغییری در برداشت طبیعی عام و شامل او ( که ما آن را برداشت دینی- اسطوره‌ای می نامیم) پیدا شود .... برداشت نظری مبتنی بر توقیف تمام گرایش های عملی است" (هوسرل. 1393: 75) جز این هم بسیار می‌توانید بگردیدد و ببینید آن‌ها که با چماق عمل‌گرا بودن اهل نظر را کوفتند پی چه مقاصدی بودند و چه بر سر جهان آوردند.
در نهایت سبک و شیوه‌ی زیست حق هر کسی‌ست اگر عده‌ای انتخاب کرده‌اند که مثل موتور کار کنند فضیلتی بر انتخاب دیگری ندارد مگر ثابت شود عملش آورنده‌ی خیر اکثر است. من خود به‌شخصه از "دیو تنبلی بی‌زارم" اما هیچ‌گاه حق ندارم بر این اساس قضاوت کنم. چنین قضاوتی دخالت در امور شخصی دیگران است. و دخالت و تجسس در امرو دیگران کاری سخت نکوهیده است.
https://telegram.me/faryad_naseri