داستانهای روزنامه طنز بی قانون
✅ سوم ازدراستوویته بر همگی. زهرا فرنیا | بی قانون
✅ سوم ازدراستوویته بر همگی
زهرا فرنیا | بی قانون
@bighanooon
@DastanBighanoon
«در قسمتهای قبل گفتم از نظر خودم خوشبختانه اما از نظر اطرافیانم متاسفانه، در رشته زبان روسی دانشگاه تهران قبول شدم.»
بدبینترین آدمها هم معتقدند مسائل پیچیده بشری، با مرور زمان قابل حل هستند، اما مشکل من با مهمانیهای فامیلی، حل نمیشود. در قسمت قبل گفتم که فامیل هم با روسی خواندن من مشکل دارند هم برایشان عجیب است. انگلیسی که ماشاا... زبان مادری تکتکشان است، اما بعد از دخترخالهام که دو ترم فرانسه خواند، کسی را نداشتند که زبان غیرانگلیسی بلد باشد.
بهخاطر همین، پرسشهایشان که: این به روسی چه میشود؟ روسها فلان چیز را دارند؟ تمامی ندارد. اول میخواهند یک کلمه رندوم به روسی بگویم، انگار با آن یک کلمه، کل روسی دستشان میآید. بهخاطر همین در جواب: «یه چی به روسی بگو» به همان سلام روسی بسنده میکنم.
- میگن ازدراستوویته
- یه بار دیگه بگو. از درِ راستی چی؟ (و اینجا از شوخی بامزه خود به وجد میآیند.)
اِز دِ راستوویتِه. در اصل اِ اولش نباید تلفظ شود و کلمه با ز شروع میشود. مثل مدرسه در انگلیسی که اسکول تلفظش میکنند اما سکول است، حالا به نظرتان من در برابر کسانی نشستهام که این چیزها را میفهمند؟ متاسفانه اوایل یادم نبود که فامیل بانمکم روسی بلند نیست و با اضطراب جواب تکتک سوالهایشان را میدادم. خیلیهایشان را هم نمیدانستم که اعتراض میکردند: «یعنی شما توی دانشگاه دو سال روسی خوندین، هنوز نمیدونین پادری به روسی چی میشه؟» به خاطر همین کمکم فهمیدم لزومی ندارد تمام درخواستهایشان را درست جواب دهم.
در پاسخ سوالهایشان اولین کلمه روسیای که به ذهنم میرسید را میگفتم. مثلا اگر از من میپرسیدند آبشار به روسی چه میشود؟ میگفتم پریپاداواتل، یعنی استاد دانشگاه مرد. کمکم کلمه کم آوردم و دست به خلق کلمه زدم. هرچیزی که بهنظر روسی بیاید. کازراوازراست، زوشتاریا، خاورونینا، کلیفتسوا (که نام نگارنده فرهنگ لغت روسی به فارسیست)
بعد از مدتی پرسشهای کلمهایشان را تمام کردند. نه اینکه پرسشهایشان تمام شود، بهخاطر اینکه با این روش من تمام کلمات روسی را بلد بودم و احساس بدی بهشان میداد. رفتند سراغ غذاها و فرهنگ روسی و کلیشههایی که از قدیم یادشان است: «توی روسیه همهچی گرونه. همین آب معدنی رو میبینی؟ اونجا ده هزارتومنه» یا «سماور یه کلمه روسیه، چون زمان شوروی باهاش از اونجا سَم میآوردن» یا «اگه توی روسیه ودکا نخورن، از سرما یخ میزنن»
آن آب معدنی که با دست ابعادش را نشان دادند، در روسیه دو هزار تومن است تقریبا. سماور هم واژه روسیست، اما نه با تحلیل ایرانی! روسها خودشان میگویند:«ساماوار» سام به روسی میشود خودش و آوار هم میشود جوشآورنده.
دراصل اگر فرهنگستان بخواهد رویش اسم فارسیای بگذارد، باید این بشود «خودش جوش آورنده» اما درهرصورت فقط واژههای انگلیسی هستند که زبان فارسی را تهدید میکنند. مورد آخر، دلیل اصلی یخ نزدن روسها، پالتوهای پوست خاصی است که میپوشند. اینکه چرا ودکا میخورند را ما قضاوت نمیکنیم!
خداروشکر دقیقا در همین نقطه، کل معلوماتشان درباره فرهنگ مردم روسیه تمام میشود و میروند سراغ بحثهای سیاسی روسی. اصلا از وقتی که قضیه روسی خواندن من لو رفت، بحثهای سیاسی فامیل، رنگ بینالمللی به خودشان گرفتند و از این به بعد ادعای تحلیلگر مسائل بینالملل بودن را هم میتوانند به لطف من داشته باشند!
🔻🔻🔻
روزنامه طنز بی قانون (ضمیمه طنز روزنامه قانون)
👇👇👇
@bighanooon
@DastanBighanoon