💎 مرگ برای حقیقت؟!.. 🔶

💎 مرگ برای حقیقت؟!

🔶 #گفتارفلسفی

🔶 افلاطون در بخشی از محاوره‌ای که به سقراط و خطابه دفاعیه او در دادگاه آتن مربوط می‌شود، از زبان سقراط می‌گوید:

🔶 I have gained this reputation, gentelman, from nothing or more less than 《a kind of #Wisdom》... 《i am going refer you go an unimpeachable #authority. I shall calls as witness to my wisdom, such as it is, 《the god at Delphi》

🔶 در این فقره که ذکر آن را آوردیم، سقراط پیشتر از آن، مدعی این بوده است که آن‌چه که آتنیان بر پای او بسته بودند جز تهمت و شایعات بی‌اساس نبوده است.

🔶 اما اگر از این فقره_و این که حق استنطاق فیلسوف در عقایدش را نداریم_ در گذریم، جای این پرسش باقی می‌ماند که چرا، همانطور که فیلسوف ادعا می‌کند_ این‌که جز به دانش فکر ‌نمی‌کند و بر نمی‌دانم خود دانا است_، باز در برابر هیئت منصفه دادگاه آتن، از خدای دلفی سخن به میان می‌آورد تا به صراحت مهر تایید خود را بر گفته آنان زده باشد که سقراط می‌خواهد اسرار آسمان‌ و زمین را مورد بازرسی و استفسار(Investigate) قرار دهد، به نحوی که آن‌چه می‌گوید و گفته است، نه سخنان خودش، که گواه و شاهد او خدای معبد دلفی است.

🔶 مشخصا آتنیان با این سخنان، تهمت‌هایی را به سقراط نسبت دادند_که به نظر ما نیز جز تهمت هم نبود که باید در فرصت دیگری بدان‌پرداخت_.

🔶 اما همواره این تجربه شخصی فیلسوف، در جایی که برای نخستین‌بار در تاریخ فلسفه غرب و در دادگاه آتن، #عقل به پای #جهل اعدام شد، این پرسش‌ها را در ذهن به خلجان می‌آورد که:

🔶 ۱) انسان تا به کجا حق دارد خود را در راه گفتن‌ #حقیقت وقف کند؟

🔶 ۲) اگرچه به گفته گرگوریوس قدیس کبیر، باید میان گفتن حقیقت و آن‌چه از گفتن آن به رسوایی می‌انجامد، گفتن حقیقت را برگزید( گرگوریوس قدیس کبیر به نقل از هومن قاسمی، روشنفکری، آگاهی کاذب و ایدئولوژی) تا اهمیت آن برجسته شده باشد، اما آیا گفتن حقیقت به قیمت از دست رفتن جان انسان می‌ارزد؟! یا در نهایت اصل بر زنده ماندن و پایداری در راه شکوفندگی تدریجی حقیقت است؟!

✍ بهروززواریان

@MinervaEule1776

https://t.me/denkenfurdenken