📍فیلسوفان در این زمانه عسرت به چه کار می‌آیند؟ 📍

📍فیلسوفان در این زمانه عسرت به چه کار می آیند؟📍

💠 این پرسش از هولدرلین شاعر آلمانی اخذ شده و به دنبال آن الهام اصلی این نوشته، کتاب "شاعران در زمانه عسرت رضا داوری اردکانی". همانطور که می دانیم پرسش پیش روی گزنده است و به آن صورت که یاسپرس گفته بود باید پاسخ گزنده باشد؛ "آری فلسفه آزردن حماقت است" اما طرح پرسش دلبخواهی نیست و می توان "مسیری خلاف آمد عادت پیش را در گرفت". فلسفه وسیله ای برای تفنن نیست بلکه بر "جان می زند" و تا تیغ آن، ذهن پرسشگر را زخمی نکند، طراح پرسش همچون ذره ای ناچیز در پیله فردیت باقی می ماند و در کلاف سردرگم اندیشه ها دست و پا می زند تا در همان فردیت خود خاکستر شود و بسوزد. فلسفه نه در خدمت نهادهای رسمی قدرت درمی آید و نه جنگی مبهم از الفاظ بی سر و ته است. فلسفه زبان همدلی با جهان است و با تفنن های شاعران رسمی و اوقات خالی آنها نسبتی ندارد. در زمانه ای که ایدلوژی های انقلاب و شورش مداوم، پندارهای توخالی را بر جای "تفکر" می نشانند، فیلسوف با تعاطی به واژگان، عسرت و تنگنای انسان را با امر #واقع پیوند می زند. فلسفه دعوت به تفکر در زمانه #سرگردانی و ورود به اقلیم آن مستلزم #دعوت است؛ آری به صراحت می توان گفت:(فلسفه هرکسی را به خود راه نمی دهد و نمی پذیرد)! بلکه از الزام ها و هیاهوی الفاظ فراتر می رود و در تنگنا و "قبض زمان" ترجمان عصر و روح مردمان عصر خودش است. فیلسوف در اوج سرگردانی "فلسفه بافی ها"، با استمداد از عقل، " #سلانه_سلانه " حرکت می کند تا آن خانه و کاشانه از دست رفته را به انسان بازگرداند. منزلگاه "فیلسوفان زمانه عسرت" حیرت است. وانگهی؛ فلسفه در اوج سرگردانی، به زبان عصر خود سخن می گوید و روحی تازه در کالبد بی جان #زبان زمان خود می دمد؛ باری، فلسفه و فیلسوف، وجدان بیدار جوامعی هستند که دیرزمانی است توان اندیشیدن و طرح پرسش را از دست داده اند.

💠 بامهر؛ #بهروززواریان؛ ۱۳۹۶/۷/۱۶، ۲۴بامداد.

💠 به این دلیل که مطلب فوق تالیف من است خواهشمند هستم آن را با ذکر نام به اشتراک بگذارید؛ بدیهی است که مفاهیم و الهام موضوع آن از شاعران در زمانه عسرت بوده است.