🔆 امروز، توجه به مرگ سقراط، یادآور اعدام «عقل» توسط «اکثریت» است. 🔆 باید از ایران دفاع کرد، به نام یا به ننگ«جواد طباطبایی».🇮🇷 🔆 درباره تاریخ، فلسفه، علمسیاست و علمحقوق. 🇮🇷: @MinervaEule1776 📚: https://t.me/denkenfurdenken
📍محاوره پروتاگوراس📍. 📍آموختنی بودن فضیلت📍. 📍بخش چهارم📍
📍محاوره پروتاگوراس📍
📍آموختنی بودن فضیلت📍
📍بخش چهارم📍
💠 {[حتما تا انتها بخوانید]}
💎 ما در قسمت پیشین به این نتیجه رسیدیم که سقراط وجهی از نادانی پروتاگوراس را بر او اثبات کرد. اکنون او در پی این است که ار مجرای بررسی واژگان دیگر ضربات سخت تری را بر پروتاگوراس وارد کند. از همین روی پرسش می کند:
💠 آیا چیزی به نام دانایی وجود دارد که نادانی ضد آن است؟🔻🔻🔻
🔰 فرض یک: « دانایی» ❌ «نادانی»
✅ قطعا چنین است؛ پس دانا شخصی است که به پیروی از اندیشه خود کاری را که «سودمند» است انجام دهد و این شخص «خویشتن دار» است. و ضد آن کسی است که کاری ابلهانه انجام می دهد و این شخص «خویشتن دار نیست».
♻️ حال به فرض یکم ما بازگردید. اگر مقدمه قبل را بپذیریم، صورت فرض یکم این چنین می شود:
🔰 «دانایی=خویشتن داری» ❌ «نادانی و عدم خویشتن داری».
💢 مجموع این موارد مقدمه یکم سقراط را تشکیل می دهد.
💠 سقراط در ادامه از پروتاگوراس پرسش می کند که آیا این قاعده صحیح است که «هرچیزی یک ضد دارد و نه چند ضد»؟ او این نکته را تصدیق می کند و می گوید بله همچون «نیکی» که ضد آن فقط «بدی» است یا «زیبایی» و «زشتی».
💠 نتیجه: اگر هر چیزی به قول پروتاگوراس فقط یک ضد دارد و نه چند ضد، چگونه او اندکی قبل تصدیق کرد که «نادانی» هم ضد دانایی است و هم ضد خویشتن داری»؟
💎 در قدم دوم نادانی پروتاگوراس و تناقض او رخ می گشاید! ادامه محاوره چون از مسیر خود خارج می شود و به تحلیل شعری از سیمونیدس می پردازد برای ما هم دشوار است و هم سودی ندارد و لذا از تحلیل آن صرف نظر کرده و به مسائل اصلی می پردازیم.
💠 بامهر/ دوره آثار افلاطون محاوره پروتاگوراس: «تربیت و آموختنی بودن فضیلت» تحلیل و تلخیص: #بهروز_زواریان
💎 #ندای_فلسفه_خردگرایی
💠 من فقط به حفظ «ایران» می اندیشم، مردمان سرزمین من، وحدت ایران در کثرت اقوام هستند، آنها حتی اگر، زبان یک دیگر را متوجه نشوند در حفظ ایران با یک دیگر همدل هستند.
@MinervaEule1776
https://t.me/denkenfurdenken