🔆 امروز، توجه به مرگ سقراط، یادآور اعدام «عقل» توسط «اکثریت» است. 🔆 باید از ایران دفاع کرد، به نام یا به ننگ«جواد طباطبایی».🇮🇷 🔆 درباره تاریخ، فلسفه، علمسیاست و علمحقوق. 🇮🇷: @MinervaEule1776 📚: https://t.me/denkenfurdenken
📍 بند ششم خدایگانی و بندگی📍
📍 بند ششم خدایگانی و بندگی📍
💠 Das Tun ist also nicht nur insofern Doppelsinnig, als es ein Tun ebenswohl gegen sich als gegen das andre, sondern ist auch insofern, als es ungetrennt ebwnswohl das Tun des Einen als das Andren ist.
💠 این بند کوتاه در عین حال بندی بسیار کلیدی و نتیجهای است که هگل از بندهای اول تا چهارم فصل خدایگانی و بندگی اخذ میکند. چنانکه پیش از این هم خاطرنشان شد، آگاهی، در روند حرکت دیالکتیکی خود، به این دلیل که بدیلی برای وجود خودش در عالم پیدا نمیکند به ناچار خودش را وضع میکند. این وضع خود اگرچه مبتنی بر آموزه وجود و پیوند آن به مبحث ذات در علم منطق است اما در عین حال گوشه چشمی به حرکت روح در پدیدارشناسی دارد.
💠 آگاهی خودش را وضع میکند و اما با وضع خود در عین حال نسبتی با غیر پیدا میکند. اما این غیر چیست؟ غیر همانا خودِ آگاهی است که چون خودش را وضع کرده به موضوعی برای خود تبدیل شده و از این جهت از یک طرف با خود نسبتی دارد و از یک جهت با غیر نسبت پیدا کرده است.
💠 ما در موضوع میل شاهد این هستیم که خودآگاهی با میل در پی این است که موضوع یا متعلق یا ابژه را نیست و نابود کند تا از مجرای نابودی غیر خودش را به عنوان موجودی قائمبالذات وضع کند. اما آگاهی در مییابد که با نابودی کامل غیر، حرکت او متوقف میشود. به این صورت با عوض شدن موضوع، آگاهی به ناچار ذات غیر را به رسمیت میشناسد و البته این غیر، جز خود او نیست. اما چرا هگل حرکت را اینگونه وصف میکند؟
💠 به نظر میرسد که هگل از همان ابتدا به خوبی، به گسستهایی که مدرنیته بر اساس تقسیم فزاینده کار و بخشبندی انسان به بار آورده و بر او تحمیل کرده بود، آگاهی کاملی پیدا کرده و از اینروی در پی این بود که این گسستها را رفع کند تا این نکته را برجسته کرده باشد که عقل بر خلاف مدعاهای اندیشمندانی همچون #یاکوبی، این قدرت را در بطن خود دارا است که به شناخت امر مطلق(بر اساس درسگفتارهای فلسفه دین همان #خدا) نائل شود.
💠 به این صورت، فیلسوف در بند کوتاه ششم این نکته را برجسته میکند که هر فاعل آگاهی، یک بار بر روی خود عمل انجام میدهد و یک بار بر روی غیر. در واقع، هگل در پدیدارشناسی از یک وجه با گوشهچشمی که به آرمان #وحدت و #کلیت انسان در فلسفه یونانی داشت به دنبال این بود که "وحدت و کلیت" از دست رفته انسان را که مدرنیته با تقسیم کار و... از او گرفته بود به انسان بازگرداند...
💠 بااحترام/ تفسیربند ۶، علیرضا سیداحمدیان، تقریر و تحلیل #بهروززواریان.
💠 ...وآنگاه زمانی فرا برسد که خورشید تنها بر فراز مردمانی آزاد بدرخشد که جز عقل خود هیچ سَروَری را به رسمیت نمیشناسند(مارکی دو کُندُرسه).
💠 تابع قوانین جاری کشور #ایران
@MinervaEule1776
https://t.me/denkenfurdenken