خدا در روستای ماست. خدا در روستای ما کشاورز است.. خدا را دیده‌ام با کارگر‌ها مهر را می‌کاشت

خدا در روستای ماست. خدا در روستای ما کشاورز است.. خدا را دیده‌ام با کارگر‌ها مهر را می‌کاشت

خدا در روستای ماست
خدا در روستای ما کشاورز است

خدا را دیده‌ام با کارگر‌ها مهر را می کاشت
ایمان را درو می کرد
خدا روی چمن ها می‌دمید و می‌دوید از روی شالیزار
خدا با باد و گندم‌زار می‌رقصید

خدا با کدخدای روستای ما برادر نیست
خدا از آبشار کوه‌های روستا جاریست

کنار چشمه‌ی پاکی
من او را دیده‌ام با دستهای ساده و خاکی

خدا هم همچو دیگر مردمان روستا از کدخدا شاکیست
خدا هم بغضهایش را تهی می‌کرد روی کشتزار روستای ما

من از این روستای سبز و از این بوی شالی می‌شوم سرمست
خدا هر جا که بوی گندم و آب و علف باشد در آنجا هست

خدا در روستای ماست
خدا در روستای ما کشاورز است
@dotDE