روزهای مهاجرت یک کارآفرین و مشاور به آلمان @sahandbehnam
اواخر سال دوم بود و ما رفته بودیم پایه ریاضی که یه شاگرد جدید اومد کلاس ما، به اسم افضلی
اواخر سال دوم بود و ما رفته بودیم پایه ریاضی که یه شاگرد جدید اومد کلاس ما، به اسم افضلی.
نزدیک ۲متر قد داشت و صد و خورده ای کیلو وزن. دیگه شلوار پلیسه ای از مد افتاده بود، ولی افضلی همیشه یه شلوار ۳،۴ پلیسه با یه پیرهن مردونه تترون تنش میکرد. کلا تریپ مشکی! همش هم اخممیکرد و چشم و ابرو بالا مینداخت! احتمالا فکر میکرد اینجوری خیلی باجذبه تره. روایاتی هم بود مبنی بر اینکه فامیل مدیر مدرسه بود!
من یادمه هفته ای ۲،۳ بار با ژیلت سر و صورتمو میتراشیدم که شاید ریش دربیارم، ولی این افضلی چنان ریش و سبیلی داشت که الان تو این سن و سال من ندارم! بعدها لو داد سنش ۷،۸ سالی از ما بزرگتر بوده و با پول، سنشرو تو شناسنامه کم کرده بود که سربازی نره!
یک هفته از اومدن افضلی به کلاس ما نگذشته بود که چهارشنبه سوری شد. یه روز قبل کلاس فیزیک، هنوز زلیکانی نیومده بود که آقای رسولی اومد و با عصبانیت چند تا فحش کشدار خواهرمادری داد و گفت هرکی نارنجک پرت کرده تو حیاط اگه ناموس داره بعد کلاس وایسته! آقای رسولی درحال معاشقه با خواهرمادر اونی که نارنجک زده بود که افضلی با صدای کلفت و لهجه لاتیش گفت: داداش ما بودیم! انقدر لاف نزن! بعد زنگ بیا ببینیم کی خار مادرش ... میشه؟!
آقای رسولی و میگی رنگش شد مثل گچ! یکم خودش رو جمع وجور کرد و با چشم غره به افضلی گفت هیچ جا نمیری تا من بیام!
ساعت یک شد و کلاس تموم شد و همه رفتیم دم مدرسه ببینیم چی میشه؟! یه نیم ساعتی شد و دیدیم آقای رسولی بدو بدو از مدرسه زد بیرونو و سوار موتورش شد و رفت! گفتیم نامرد زده بچه مردم رو کشته داره در میره! التماس ممد آقا، فراش مدرسه رو کردیم و رفتیم سر کلاس! دیدیم افضلی داره دسته کلیدشو میچرخونه و با خودش غرغر میکنه! تا مارو دید گفت پس این آقا رسولی تون کجاست؟!
سرتونو درد نیارم، تا خود شب عید که مدرسه باز بود، افضلی هر روز نارنجک میزد تو حیاط مدرسه و بعدش میرفت توکلاس میشست که آقای رسولی بیاد! اونهم یا قبل زنگ آخر میزد بیرون یا اصلا مرخصی میگرفت نمیاومد. کار به جایی رسید که دیگه ما رفتیم پیش افضلی وساطت، که بابا جان شما به بزرگی خودت ببخش، حالا یه چیزی گفته، تو داری پدر مارو درمیاری!
از داستان افضلی و آقای رسولی بیشتر از ۲۴ سال گذشته، ولی بعد خط و نشونها برای بستن تلگرام و عقب نشینی دولت، ناخودآگاه یاد افضلی و خط و نشونهای آقای رسولی افتادم.
سهند بهنام
(اردیبهشت ۱۳۹۷)
@dotDE