روزهای مهاجرت یک کارآفرین و مشاور به آلمان @sahandbehnam
مهاجرت بکنیم یا نه؟!
مهاجرت بکنیم یا نه؟!
از وقتی این کانال رو راه انداختم خیلی از بچه هایی که به عنوان نیرو متخصص میخوان مهاجرت کنن، از من می پرسن ما مهاجرت کنیم خوبه یا نه؟
اول اینکه والا من هنوز خودم هم کامل مستقر نشدم و فعلا میرم و میام، باید برم و چند سال بگذره تا بتونم به این سوال جواب بدم. دوما این سوالی نیست که از کس دیگه ای بپرسید! جواب این سوال رو فقط و فقط خودتون باید بدید.
یکی هست که از ایران اومده بیرون و پول تپلی هم همراهش بوده و اومده اینجا، رفته یک هاوس کنار جنگل و دریاچه خریده (اونم نقد نقد) دو تا هم تاون هاس خریده داده اجاره، یک مرسدس هم خریده انداخته زیر پاش و کلا در حال گردش و خوشگذرونیه. از اون بپرسی آقا من مهاجرت کنم، میگه حتما بکن، نمی دونی چه بهشتیه اروپا!
یکی دیگه هست که توی ایران، با پارتی بازی یا با خوش شانسی بدون هیچ تخصص و شایستگی توی یک شرکت دولتی کار می کرده، کار که چه عرض کنم، صبحونه میخورده، سایت های خبری می خونده، قیمت ارز و سکه و ماشین در میاورده، سر میزده به همکاراش، بعد نهار می خورده، بعد نهار هم یکم از همون کارهای صبحش می کرده و این لابلا هم اگر کاری بهش رجوع میشده اگه رشوه هم نمیگرفته، با کلی ناز و ادا یک جوری قضیه رو ماستمالی می کرده و بهش هم همه می گفتن آقای مهندس و خانم مهندس، هی بهش هم القا می کردن که تو خیلی زرنگی و خیلی باهوشی و این مزخرفات که همیشه تو گوش همه ما ایرانی ها خوندن. بعد این طرف بلند میشه میره اروپا یا استرالیا یا کانادا، خب دیگه اینجا از اون خبرها نیست، کم کم بادش می خوابه و می فهمه دنیا دسته کیه! از این آدم بپرسی مهاجرت چطوره، میگه خیلی افتضاحه، مزخرفه، بدرد نمی خوره و …
یک عده هم هستند که واقعا آدم حسابین توی ایران، ولی میان اینجا و به یک سری موانع بزرگ برخورد می کنن، مثلا مهندس مکانیک هستش و میاد اینجا می بینه اگر بخواد در زمینه کاری خودش دنبال کار بگرده باید بره امتحان بده و شاید مجبور بشه بره درس بخونه و خب، بدلیل اینکه سن و سالی ازش گذشته و از درس خوندن و مطالعات آکادمیک دور شده، خیلی حال و حوصله اش رو نداره که بره دوباره درس بخونه، این افراد هم طبیعیه که از شرایط مهاجرتشون ناراحت باشن و ازشون بپرسید، میگن نه بابا صد رحمت به ایران خودمون!
در نهایت…هرکسی خودش باید شرایط خودش رو در نظر بگیره و بعد ببینه می صرفه اقدام کنه یا نه. حتی در این مورد وکلا هم نمی تونن به شما کمک کنن، اونهاییشون که خیلی خیلی با وجدان هستند، شما رو در مسیر مهاجرت همراهی می کنن، اما مهاجرت و گرفتن ویزای آلمان (یا هر جای دیگه) تازه اول کار و اول راهه. معضل همه افراد بعد از اینکه خودشون رو توی یک محیطی برقرار دیدن، پیدا کردن کار و درآمده. در این مورد هم هیچ کس نمی تونه بجای فرد دیگه ای تصمیم گیری کنه یا حتی راهنماییش کنه.
زبان خوندن برای مهاجرت، از نون شب واجب تره. اگر حوصله زبان خوندن رو ندارید، بیخیال مهاجرت بشید بطور کامل. چون اگر حتی شرط زبان رو از سر راهتون بردارن، اینجا که برسید اول دردسره براتون. سر خودتون رو هم با این حرفها گول نمالید که: میریم اونجا توی محیط یاد میگیریم، اونجا مجبور میشیم یاد بگیریم، این همه رفتن زبانشون از من بدتر بوده و … وقتی توی مملکت خودت که هم کار داری هم درآمد هم دغدغه خیلی چیزها رو نداری، حوصله نمی کنی زبان بخونی، توقع داری اومدی اینجا، با هزار استرس ناشی از محیط ناآشنای زندگی، با چرتکه هایی که هر روز می اندازی: بلیط مترو شد ۲٫۸ یورو، میشه ۲۸۰۰۰ تومن، اوه شت! گوشت گوساله کیلویی ۸ یورو یعنی ۸۰ هزار تومن، چقدر گرونیه اینجا، با وجود این چیزها زبان انگلیسی و آلمانی ات رو قوی کنی؟!
پول کافی داشتن (هرقدر بیشتر، بهتر) برای مهاجرت بسیار مهمه. یعنی چقدر باید بیاریم؟! هر قدر بیشتر بهتر! نمی خوام کسی رو بابت مسائل مالی مایوس کنم ولی بارها گفته ام برای یک زندگی متوسط یک نفره، ماهی ۲۰۰۰ یورو معادل ۲۰ میلیون تومن باید هزینه کنید. حالا یکم استاندارد زندگیتون پایینتر باشه، ماهی ۱۵۰۰ یورو. میشه ماهی ۱۵ میلیون تومن (البته که یک کار با حقوق متوسط برای یک مهندس ۳۵۰۰ یورو در ماه داره).معدود مواردی رو دیده ام که یکی دوماهه سر کار رفته باشن. بنابراین توان مالی کم، یعنی استرس، یعنی اعصاب خوردی و نگرانی و یعنی زهرمار شدن همه چیز مهاجرت.