روحانیت خطر مداحان را حس کرده است. entekhab

روحانیت خطر مداحان را حس کرده است
من در چند روز گذشته تعدادی متون و ویدئوهای کوتاه از اعتراض تا نقد معرفتی روحانیون مختلف نسبت به مداحان و شیوه‌های بیان وقایع عاشورا و سبک‌های نوحه‌خوانی آ‌ن‌ها را دیده‌ام (برای مثال نگاه کنید به: www.entekhab.ir/fa/news/298085). چه اتفاقی افتاده که تقریباً یک دهه بعد از خیز مداحان به سمت یافتن جایگاهی رفیع در سلسله‌مراتب تولید نمادها، محتوا و ایدئولوژی و به تبع آن جایگاهی رفیع در قدرت، یکباره تعداد این نقدها زیاد شده است؟ تصور می‌کنم موضوع مهمی است و آغاز مناقشه‌ای جدید در جامعه ایرانی است. ایده‌های اولیه‌ام درباره این موضوع به شرح زیر است:
1. بخشی از روحانیت از ابتدا منتقد ساده‌سازی و ارائه روایت‌های عامه‌پسند از دین و بالاخص حادثه عاشورا بوده است. پیش‌تر گفته‌ام که عاشورا روایت‌های سطح‌بندی‌شده دارد (https://telegram.me/fazeli_mohammad/292). این گروه با چیزی شبیه منطق اصحاب مکتب فرانکفورت که موسیقی پاپ را نقد می‌کردند و از بازاری‌شدن موسیقی گلایه داشتند، بر مداحان نقد می‌کنند چرا که روایتی ساده‌شده، بازارپسند، عامیانه و تهی از معارف دینی از عاشورا ارائه می‌کنند. اینان رضایت عامه را در ریتم‌های محرک می‌جویند و در این مسیر از مصرف هر نمادی از عاشورا برای مقاصد خود ابایی ندارند. این‌ها شاید بیشتر دغدغه دین دارند، به همان سان که بسیاری از منتقدان فرهنگ پاپ دلمشغول غنای فرهنگ بودند.
2. بخشی از روحانیت ناخودآگاه اهمیت نیروی بازار را درک کرده است. بازار همان چیزی است که مارکس قدرت آن‌را در قالب مدرنیته درک کرده بود و می‌گفت هر آن چیزی را که سخت و صلب می‌نماید دود می‌کند و به هوا می‌برد. مداحی نوعی رقابت در بازار نیز شده است. این بازار الزاماً بازار دستمزد و پول نیست، بلکه بازار سرمایه نمادین، شهرت و طرفدار است؛ بی‌شباهت به تعداد فالوور یا طرفداران دارنده صفحات اینستاگرام یا لایک‌های فیسبوک نیست، و خیلی زود همه چیز را برای بیشتر کردن طرفداران در خود می‌بلعد. لایک‌ها و طرفداران تعیین‌کننده قدرت نمادین هستند و به تدریج در سلسله‌مراتب قدرت نیز جایگاهی می‌یابند. گروهی خیلی دغدغه دین ندارند از دست بالا بودن مداحان در سلسله مراتب قدرت دل خوشی ندارند.
3. گروهی دیگر اهمیت جریان‌های اجتماعی ناشی از دیجیتال‌شدن دنیای آدم‌ها را درک کرده‌اند. آدم‌های جدید حوصله خواندن و دین معرفت‌اندیش ندارند اما مایل‌اند کارکردهای اجتماعی و روانی دینداری را تجربه کنند. مداحی راه میان‌بر است. تعمق در دین معرفت‌اندیش مطهری یا شریعتی به درد آدم‌های دیجیتال کم‌حوصله نمی‌خورد. اخیراً سخنرانی محسن رنانی درباره «حسین قهرمان مبارزه با شرک» را گوش می‌کردم. اولاً گوش دادن به این نوع سخنرانی‌ها حوصله و ذائقه‌ای خاص در دینداری می‌خواهد. ثانیاً، آگاهی بر محتوای این نوع معرفت‌اندیشی‌های دینی آدمی را در برزخی قرار می‌دهد: فشار محتوای این نوع معرفت‌ها بر فرد دائم وارد می‌شود و از سویی عمل کردن به توصیه‌های ناشی از این نوع مواجهه با عاشورا و دینداری به‌طور کلی بسیار دشوار است. بخشی از روحانیت احساس کرده متاعی که آدم‌های دیجیتال از دینداری طلب می‌کنند، فشرده، کم‌عمق و نشاط‌بخش باید باشد نه افزون‌کننده تناقض‌ها و فشارهای روانی، و احساس می‌کنند مداحی‌های جدید همین خاصیت را به غایت داراست و می‌رود تا جایگزین نوعی از دینداری شود که از سوی بخشی از روحانیت ارائه می‌شد و همین خاصیت را داشت.
4. بخشی از روحانیت در نهایت به واسطه همه خواصی که مداحان و مداحی یک دهه اخیر از خود بروز داده است، نگران جایگاه ایشان در سلسه‌مراتب قدرت سیاسی شده‌اند.
سرجمع همه این احساس نگرانی‌ها، دو قشر را در مناقشه‌ای رو در روی هم قرار داده است. من البته این‌ها را نه بر اساس پژوهش تجربی بلکه به عنوان فرضیه طرح می‌کنم. لذا آن‌چه که بخشی از روحانیت زمانی تصور می‌کرد هموارکننده ارتباط بهتر ایشان با جامعه است، امروز به رقیبی خطرناک بدل شده است.
نظرات خود درباره این متن را به @MohFazeli ارسال کنید.