این رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی است. ارتباط با مدیر کانال:
🔴آخرین وضعیت انتخابات در تهران..۱ آخرین نظرسنجی
🔴آخرین وضعيت انتخابات در تهران
1ـ آخرین نظرسنجي
موسسه ايسپا آخرين نظرسنجي خود را پيش از انتخابات در روزهاي دوشنبه و سهشنبه سوم و چهارم اسفند ماه در تهران انجام داده است. اين نظرسنجي از افراد 18 سال به بالاي تهران و از طریق انتخاب مردم در ميادين مهم تهران انجام شد. نكات زير برداشتهاي بنده از اين نظرسنجي است و مسئوليت استنتاجها با خودم است.
2ـ تعداد نمونه
تعداد نمونه مفيد 1100 نفر است كه اي كاش كمي بيشتر بود تا اعتبار نتايج بيشتر باشد. در اين نظرسنجي نسبتهاي سني و جنسي پاسخگویان براساس جامعه آماري رعايت شده است. ولی نمیدانیم که آیا نسبتهای منطقهای و محل سکونت نیز رعایت شده یا نه؟ زیرا تفاوت در گرایشهای سیاسی مردم تهران بر حسب منطقه محل سکونت آنان بسیار زیاد است. در نتیجه به دليل آنكه در ميادين شهر انجام شده، هنوز نميتوانيم با اطمينانخاطر نتايج را به كل شهروندان تعميم دهيم. ولي تجربيات قبلي نشان ميدهد كه نتايج تا حدود قابل توجهي قابل تعميم است.
3ـ تفاوت با نظر سنجی ریاست جمهوری
نكته مهم اينكه تفاوتي ميان نظرسنجیهای مربوط به انتخابات رياست جمهوري و مجلس و بطور مشخص در تهران وجود دارد. در انتخابات رياست جمهوري نتايج نظرسنجيهاي با اعتبار بيشتری همراه است، چون نامزدها و مواضع آنها براي مردم روشن است و تعدادشان نيز اندك است، در حالي كه در مجلس قضيه فرق ميكند و كمتر پيش ميآيد كه وضوح انتخابات رياست جمهوري در پاسخهاي پرسششوندگان در انتخابات مجلس وجود داشته باشد.
4ـ ميزان مشاركت
57 درصد پاسخگويان چنين برداشت كردهاند كه مردم در حد زياد (47 درصد) و خيلي زياد (10 درصد) در انتخابات شركت ميكنند. اين پرسش غیر مستقیم از مردم؛ به نحوي بازتابدهنده خواست و گرايش خود فرد به شركت نيز هست. تنها 18 درصد معتقد بودهاند كه مردم كم و خيلي كم شركت ميكنند. هنگامی كه بطور مستقیم پرسيده شد تصميم خودتان چيست، 40 درصد اظهار داشتهاند قطعاً شركت ميكنند و 17 درصد هم گفتهاند به احتمال زياد شركت ميكنند. در مقابل 15 درصد هنوز تصميم نگرفته بودند و 5 درصد احتمال كمي به شرکت دادهاند و 23 درصد نيز اظهار داشتهاند كه قطعاً شركت نميكنند.
مطابق تجربيات قبلي دو مورد اول را كمابيش معادل ميزان مشاركت واقعي در روز انتخابات ميدانيم. كه در اينجا 57 درصد ميشود. البته اين رقم براي تهران بسيار بالاست و معادل حدود 4 ميليون شركتكننده خواهد بود. حتي اگر اين رقم به 50 درصد هم برسد، بسيار مهم و در نتیجه پیروزی و شکست لیستها اثرگذار است.
نكته: 80 درصد كساني كه خود را اصولگرا دانستهاند، به دو گزينه اول (قطعاً و احتمال زياد مشارکت) پاسخ دادهاند ولي اصلاحطلبان فقط 61 درصد اين دو گزينه را پاسخ دادهاند. لذا مسأله اصلي اصلاحطلبان آوردن افراد مردد به صحنه است كه ميتواند 15 درصد وزن آنان را بيشتر كند.
5ـ گرايش سياسي
32 درصد پاسخگويان گرايش خود را اصلاحطلب و 10 درصد اعتدالي و 15 درصد اصولگرا معرفي كردهاند كه نسبت دو گروه اول به گروه سوم، حدود 3 به 1 است و ساير پاسخگویان خود را به اين گرايشها منتسب نكردهاند. البته اين پاسخ لزوماً مطابق آنچه كه ما از اين انتسابها ميفهميم نيست، و مقداري اريبي دارد ولي سرجمع ميتوان آن را با تقریب مه چندان زیاد پذيرفت.
6ـ نامزدهاي موردنظر
با توجه به زياد بودن نامها فقط از پاسخگویان خواسته شده كه نامزدهاي موردنظر خود را بگويند. سه نفر اول به ترتيب عارف (17)، حداد (14) و مطهري (13) درصد هستند. البته طبيعي است كه مردم عادي نتوانند تعداد كافي نام را ذكر كنند. نفرات بعدي به 4 درصد و كمتر ميرسد. اين پرسش به خودي خود نتايج نهایی را نشان نميدهد فقط خواهد گفت كه چه كساني به نسبت ديگران در ردههاي بالاتري قرار ميگيرند. و بر حسب این که لیستها اقبال بیشتری داشته باشند افراد دیگر بشدت نزول خواهند کرد.
7ـ شيوه رأي دادن
سه ليست مطرح يعني ليستهاي اصلاحطلبان و اصولگرايان و صداي ملت (مربوط به علي مطهري) به افراد نشان داده شده، و این که به کدام رای خواهند داد، 31 درصد ليست اصلاحطلبان، 18 درصد اصولگرايان و 8 درصد صداي ملت را برگزيدهاند. و بقيه گفتهاند كه بصورت ليستي رأي نميدهند. اين درصدها براي كساني كه مشاركت ميكنند، به ترتيب به 31، 24 و 9 درصد ميرسد. به عبارت ديگر اصولگرايان در عمل و برحسب انگيزه بيشتر مشاركت آنان در انتخابات سهم بيشتري از ليستها را نسبت به طرفداران واقعي خود خواهند داشت. ولی در هر حال بطور مطلق فاصله زیادی با اصلاحطلبان و اعتدالیون دارند.
تقاطع اين پرسش با گرايش پاسخگويان نشان ميدهد كه وجود ليست صداي ملت بيشتر به ضرر ائتلاف اعتداليون و اصلاحطلبها شده است. و هر يك رأيي كه از اصولگرايان كم ميكند در برابرش حدود 5/3 رأي از اصلاحطلبها و اعتداليون كم ميكند.
8ـ تمايل به تركيب مجلس