این رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی است. ارتباط با مدیر کانال:
چالش فیشهای حقوقی: بازسازی سرمایه اجتماعی
چالش فیشهای حقوقی: بازسازی سرمایه اجتماعی
این روزها مسئله فیشهای حقوق نامتعارف که از آنها به نجومی تعبیر میشود و برخی از آن به فیشگیت تعبیر میکنند به تهدیدی علیه سرمایه اجتماعی و البته عامل تضعیف گفتمان و پایگاه اجتماعی و سیاسی دولت تبدیل شده است. واقعیت این است که دولت یازدهم در سه سال گذشته با چالشهای بسیاری در عرصه عمومی مواجه بوده اما عمده آن چالشها ناظر بر مذاکرات هستهای بودند و از آنجا که افکار عمومی - به شهادت نظرسنجیهای معتبر- با دولت همراه بوده است، آن چالشها هرگز نتوانست ضربهای اساسی به پایگاه اجتماعی دولت وارد کند؛ اما ماجرای فیشهای حقوقی بهکلی متفاوت است. جامعه در شرایط بیکاری و رکود گسترده و درحالیکه از دولت انتظار چنین چیزی را نداشته، با مسئله فیشهای حقوق نامتعارف مواجه شده است. افکار عمومی با چندین سؤال بنیادین مواجه شده است: چرا باید در چنین شرایط اقتصادیای چنین حقوقهایی پرداخت شود؟ آیا دریافتکنندگان این حقوقها، مستحق دریافت آن بودهاند؟ گستره چنین پرداختهایی چه اندازه است؟ پرداخت این حقوقها از چه زمانی آغاز شده است؟ جامعه اگر پاسخی درخور برای این پرسشها نیابد، عمق بیاعتمادیاش عمیقتر خواهد شد. مسئله این است که فقط پای دولت در میان نیست. مردم از خود میپرسند این کشور دیوان محاسبات، سازمان بازرسی کل کشور، دستگاههای نظارتی و اطلاعاتی و کنترلهای نظام بانکی نداشته است که چنین اتفاقاتی در نظام اداری افتاده است. مسئله اصلا به موجسواری مخالفان دولت و پایان آن ختم نخواهد شد. عواقب آن نیز به یک جناح سیاسی ختم نخواهد شد.
پرسش مهم در چنین وضعی این است که آیا میتوان این تهدید جدی را به فرصت تبدیل کرد و آفت کشندهای را که به جان سرمایه اجتماعی افتاده است، از میان برد؟ اینجاست که تحلیل نظری عوامل ایجاد سرمایه اجتماعی بهکار میآید. بو روثستاین، استاد علوم سیاسی سوئدی و محقق انستیتو کیفیت حکومت دانشگاه گوتنبرگ با نقد ایده رابرت پاتنام معتقد است اعتماد و سرمایه اجتماعی محصول کیفیت نهادهاست. خلاصه استدلال روثستاین که در کتاب «دامهای اجتماعی و مسئله اعتماد» (١٣٩٣) بیان شده اين است که «...اعتماد اجتماعی «از پایین» تولید نمیشود بلکه «از بالا» تولید میشود. دقیقتر اینکه، نوع خاصی از نهادهای سیاسی هستند که اعتماد تولید میکنند. نهادهای حکومتی و خطمشیهایی که برابری سیاسی، حقوقی و اجتماعی تولید میکنند، و بر اصول انصاف، صداقت و بیطرفی بنا شدهاند، اعتماد به بار میآورند. استدلال میشود که منطق فراگیر شیوهی نوردیک دولت رفاهی است که به بهترین وجه به چنین نهادهایی که بیشترین مناسبت را با تولید برابری سیاسی، حقوقی و اجتماعی دارند، شباهت دارد. استدلال میشود که گونهی نوردیک دولت رفاهی میزان زیادی اعتماد تولید میکند و همچنین متکی بر سطوح بالایی از اعتماد اجتماعی است». وقتی میتوان اعتماد تولید کرد که نهادهایی وجود داشته باشند که برابری سیاسی، حقوقی و اجتماعی در آنها رعایت شود و بر اصول انصاف، صداقت و بیطرفی بنا شده باشند. مؤسسه تحت رهبری روثستاین ١١ سال است که بر کیفیت حکومت، مقابله با فساد، اعتماد و سرمایه اجتماعی متمرکز شده و شواهد کافی برای نسبت کیفیت حکومت و اعتماد ارائه کرده است. نگاهکردن به مسئله فیشهای حقوقی از زاویه نظریه روثستاین پنجرهای میگشاید تا به یافتن پاسخ این پرسش که چگونه میتوان تهدید فیشهای حقوق را به فرصت تبدیل کرد امیدوار شویم؛ اما پیش از آن باید مفهوم دیگری را نیز توضیح دهم. مفهوم بزنگاه برای تشریح وضع فعلی در نظام اداری و دولت بسیار راهگشاست. بزنگاه به وضعیتی گفته ميشود که سیستم تحت بررسی - در اینجا نظام اداری، دولت و بخشهایی از نظام سیاسی- برخی ویژگیهای قبلی خود را از دست داده و آماده است تا وارد مسیرهایی شود که پیشتر امکان آن وجود نداشته است. بزنگاه، کوتاهمدت است و دوام زیادی ندارد. من وقتی مفهوم بزنگاه را برای وضع فعلی بهکار میبرم، منظورم آن است که فشار سنگینی بر نظام اداری، دولت و دستگاههای نظارتی وارد میشود تا پاسخگو شوند.