این رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی است. ارتباط با مدیر کانال:
حضرت ملک و روز محشر مجلس.. محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
حضرت مَلَک و روز محشر مجلس
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ روزهای آخر ماه رمضان، امر به آدمیزاد مشتبه میشود که کمالاتی یافته و خوابهای عجیب میبیند. خواب دیدم روز رفتن مجلس دهم و آمدن مجلس یازدهم بود. یکی از حضرات ملائکه عزرائیل، میکائیل، اسرافیل یا دیگری که نمیشناختم – میان دو دسته نماینده رفتنی و آمدنی ایستاده بود آتش به دست برای سوزاندن، خشمگین و تُرشرو، حساب میکشید از دهمیها، رو به یازدهمیها، به در میگفت که دیوار بشنود.
✅ نمایندهای را یک لنگه پا نگه داشته بود و همه 1460 روز نمایندگیاش را جلوی چشماش با سند و مدرک ریسه کرده بود. پرسید: چرا سؤال پرسیدی از وزیر؟ گفت ناکارآمد بود. مَلَک گفت: ناکارآمد که بود اما یادت هست وقتی رزومه برادر (صدای بوق) را برای عضویت در هیئت مدیره شرکت (صدای بوق) نپذیرفت، طرح سؤال کردی؟ نماینده منکر شد، که یکباره فیلم جلسه نماینده و وزیر و رزومه برادر خانم با کیفیت فول اچدی از تلویزیون مجلس پخش شد. چاره نبود، پذیرفت.
✅ ملک ادامه داد: چرا در عزل و نصب مدیر کل اداره (صدای بوق) مداخله کردی؟ بیچاره «شارل دو مونتسکیو» واضع اندیشه تفکیک قوا، چهار سال است از دست دخالتهایت در امور قوه مجریه به درگاه پروردگار عارض شده و تنش در گور میلرزد، چه پاسخی داری؟ نماینده میدانست «فیلمِش موجوده»، منکر نشد، گفت ما که در این مملکت حزب و سازمان سیاسی درست و درمان نداریم، باید در شهرمان مهرهچینی کنیم که برای انتخابات بعدی بتوانیم انتخاب شویم؛ حضرت ملک از شما که پنهان نیست، حتماً «فیلمش موجوده» که هزینه تبلیغات انتخاباتی ما را کی داده، خب اگر مهره نچینیم، مرحمت حامیان مالی انتخابات را چگونه جبران کنیم؟ شما میدی؟
✅ ملک خشمگینتر پرسید: مهره میچینی و عضو هیئت مدیره تعیین میکنی که تخصص نمیخواهد، سوءاستفاده از قدرت نیاز دارد که بلدی؛ اما مگر تو مهندس و متخصص جاده، سد، پل، نیروگاه، پتروشیمی و ... هستی که برای وزیر ساخت اینها را تعیین تکلیف میکنی؟ ملک انگشتش را به یک سیدی و فلش اشاره کرد که یعنی «فیلمش موجوده». نماینده بیچاره گفت: قربان حضرتت، وقتی مملکت آمایش سرزمین ندارد، بودجهریزیاش به لابی و همشهریبازی است، خب در این شهرستان ما که نه زور دارد و نه آدم در سازمان فخیمه بودجه، زیرساخت نمیدهند، من چه کنم؟ شما اگر زورت میرسد تکلیف این آمایش سرزمین را مشخص کن که پنجاه سال است بیصاحاب مانده. در ضمن، شما که فیلمش را داری هزینه انتخابات ما را کی داد، خب حضرت ملک، من که ندارم پس بدهم، حزب هم که نیست تأمین کند، من اگر پروژه براش جور نکنم، معدن بهش ندم، زمیناش را مجوز نگیرم، براش وام جور نکنم، شما میای هزینه تبلیغات انتخابات ما را میدی؟
✅ ملک دلش سوخته بود، فکر کنم قبلاً جامعهشناسی هم خوانده بود، یاد داستان انسان و ساختار افتاد. دید این بابا استدلال بدی هم ندارد، وقتی ساختار نه آمایش سرزمین دارد، نه حزب نه شفافیت و نه پاسخگویی، هر قدیس دیگری را هم جای این بیچاره بگذارند همین میشود. تو همین فکرها بود که نماینده گفت من یک مطلب دیگری هم بگویم؟ ملک زیرچشمی نگاهی کرد و گفت، بنال: گفت آقا بالاخره این جماعتی که به ما رأی دادهاند به یک امیدی رأی دادهاند، آقایی که تو باشی، هر هفته بروی حوزه انتخابیه، یک لشکر آدم درمانده و در به در شده این دم و دستگاه اداری فشل سرت بریزند و از بدبختیشان بگویند، گوشی را ورنمیداری زنگ بزنی به مدیران شهرستان بگی چرا کار این بدبختها به اینجا رسیده؟ خب اگر اینها آدم من نباشند، برام تره خورد میکنند و کار راه بیندازند؟
✅ ملک چند لحظهای صبر کرد، انگار داشت فیلماش را مرور میکرد، بعد گفت: دیدم، بعضیها واقعاً بدبخت و بیچاره فشل بودن این دم و دستگاه شدهاند، اونا را حق داری؛ اما حاجی فلانی که یادته؟ اوم بدبخت بود؟ یادته دستش را گرفتی بردی پیش وزیر گفتی چند میلیون یورو وام میخواد بهش بده؟ فیلمش موجوده که اول جلسه از بدبختی و زار بودن حال مردم گفتی، داد میزدی که مردم بدبختن، یادته؟
ادامه در سایت ویرگول: 👇👇👇
https://vrgl.ir/f4VHD
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad