مسأله اتهام کودک‌آزاری و تجاوز جنسی که اخیرا به سرعت رسانه‌ای شده، موجی از واکنش‌ها را برانگیخته است

مسأله اتهام کودک‌آزاری و تجاوز جنسی که اخیرا به سرعت رسانه‌ای شده، موجی از واکنش‌ها را برانگیخته است. این واکنش‌ها عمدتاً شامل طرح موضوع در رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی، کشیده شدن بحث به فضای شبکه‌های اجتماعی، ساخته‌شدن لطیفه‌های مربوط به موضوع تا عکس‌العمل‌های سیاسی و اظهارنظرهای مقام‌های ارشد قوه قضائیه را در بر داشته است. این‌ها البته واکنش‌های آشکار گروه‌های جامعه بوده و می‌توان اشکال پنهان‌تری از واکنش‌ها را نیز حدس زد. والدین کودکان بیشتر از گذشته نگران شده‌اند و درباره موقعیت‌ها و وضعیت‌هایی که کودکان‌شان ممکن است در معرض سوءاستفاده و آزار جنسی قرار بگیرند نگران‌تر می‌شوند. طبیعی است که والدین نسبت به اردوهای مدارس، کلاس‌های آموزشی بیرون از مدرسه و حضور در اماکن ورزشی بیشتر از گذشته حساس شوند. بعید نیست اگر والدین به حضور فرزندان‌شان در همه محیط‌های آموزشی با نگرانی بیشتری بنگرند.
جامعه و بالاخص گروه‌های صاحب قدرت واکنش مناسبی به این واقعه نداشته‌اند و سخن من آن است که در این مسأله تمرکز بر مورد، جای تمرکز بر موضوع را گرفته است و این می‌تواند علاوه بر آن‌که عاقبت ناخوشایندی داشته باشد، جلوی استفاده از وضعیت پیش‌آمده برای اصلاحات را بگیرد. شروع بحث می‌تواند با دو نگرش ممکن به این مسأله باشد. نگرش اول از سوی مردم و مراجع قانونی، بر مورد (شخص متهم) و ویژگی‌های او متمرکز است و بیش از هر چیز قصد سیاسی در میان دارد. این رویکرد قاری قرآن بودن متهم، نسبت وی با مراکز آموزش دینی، و شیوه برخورد مراجع قانونی -ادعا شده این روش پنهان‌کاری است- را مدنظر قرار داده و اساساً موضوع کودک‌آزاری را به فراموشی می‌سپرد. این همان رویکردی است که جامعه را بی‌اعتمادتر و دست‌آورد اجتماعی -علی‌رغم اذعان به ناخوشایندی و تلخی مسأله- از آن‌را ناممکن می‌کند.
رویکردی دومی هم می‌توان به این مسأله داشت و بر گزاره‌های زیر بنا می‌شود:
- وجود نرخی از جرم و انحرافات اجتماعی در جامعه طبیعی است. هیچ جامعه‌ای قادر نبوده و نیست که سطح جرم و انحرافات را به صفر برساند.
- توجه به شعائر دینی الزاماً سپری در برابر انحرافات اجتماعی نیست. سابقه تاریخی نشان می‌دهد پاپ‌هایی از کلیسا در اوج مراتب دینی زشت‌ترین دنیاپرستی‌ها را انجام می‌دادند، و این مسأله در تاریخ سایر ادیان نیز وجود دارد و اسلام از این جهت تفاوتی با بقیه ندارد. تاریخ اسلام شاهد متشرع نماهایی است که خون به ناحق ریخته‌اند، اموال مردم را حیف و میل کرده‌اند، به ناثواب حکم رانده‌اند و در فسق و فجور کوشا بوده‌اند. امام حسین (ع) را کسانی به شهادت رساندند که شریعت را پاس می‌داشتند.
- اجرای عدالت برای شاکیان هر پرونده‌ای مهم و به‌حق است، جامعه نیز از اجرای عدالت استقبال می‌کند و ضامن امنیت و توسعه درازمدت آن است، اما زمینه‌سازی برای تکرار نشدن هر جرمی از نظر اجتماعی اهمیت بیشتری دارد.
تمرکز بر سه گزاره فوق، رویکرد دوم را به عوض توجه به «مورد» خاص، به «موضوع» متوجه می‌سازد. موضوع کودک‌آزاری به دلیل تابوهایی که در جامعه ایران وجود دارد و مفروضاتی دیگر هرگز موضوع گفت‌وگوی عمومی در جامعه نبوده است. موضوعاتی که با ارتباطات و انحرافات جنسی ارتباط دارند معمولاً با منع‌های سیاسی و اجتماعی برای طرح در عرصه عمومی مواجه می‌شوند.
سابقه مواجهه با انتقال جنسی بیماری ایدز این واقعیت را نشان می‌دهد. مسأله کودک‌آزاری اما اکنون در مقیاسی وسیع و به صورت رسانه‌ای طرح شده و به بخشی از شوخی‌ها و محتوای شبکه‌های اجتماعی نیز کشیده است و بنابراین نمی‌توان از سربسته نگه داشتن آن دست‌آوردی داشت. این مسأله فرصتی برای طرح مسأله کودک‌آزاری در چارچوب مسأله‌ای اجتماعی، بسته‌ای سیاستی و پرداختن به نگرانی‌های جامعه درباره آن‌را فراهم کرده است.
مسائلی که حداقل قابل طرح است عبارتند از:
1. بررسی و نقد قوانین کشور در حوزه کودک‌آزاری و سوءاستفاده جنسی از کودکان
2. جرم‌انگاری کردن سوءاستفاده از کودکان و طرح مباحث مربوط به آن در عرصه عمومی
3. طرح بحث «مهارت‌های زندگی» برای جامعه کودکان و ارتقای آگاهی‌ها نسبت به وضعیت‌هایی که کودکان در معرض سوءاستفاده قرار می‌گیرند.
4. طرح موضوع «پروتکل‌های رفتاری و اخلاقی» برای مراکز آموزشی، دانشگاه‌ها و سایر سازمان‌ها که تعاملات انسانی در آن‌‌ها انجام می‌شود.
رویکرد دوم به جامعه اجازه می‌دهد تا با واقعیت روبه‌رو شود و کاستی‌های خود در ارتباط با این موضوع را بشناسد. این رویکرد هم‌چنین هر پرونده‌ای از جنس مسأله طرح‌شده یا مسائلی که در آن‌ها یکی از وابستگان به حوزه دینی را با توجه به همان گزاره‌های زیربنایی که تشریح شد، به چالشی برای دستگاه قضایی یا نظام سیاسی بدل نمی‌سازد.