بودجه‌ریزی یا تقسیم کیک؟. معنای واقعی تخصیص بودجه به صورت درصدی از کل بودجه عمومی دولت چیست؟

بودجه‌ریزی یا تقسیم کیک؟
خبرها حکایت از آن می‌کند که مجلس شورای اسلامی دولت را مکلف کرده در بودجه‌های سنواتی، بودجه سازمان صداوسیما را حداقل به میزان ۷ دهم درصد بودجه عمومی دولت لحاظ کند و تخصیص دهد. معنای واقعی تخصیص بودجه به صورت درصدی از کل بودجه عمومی دولت چیست؟ بگذارید بودجه خانوار را تحلیل کنیم و به معنای بودجه درصدی برسیم.
هیچ خانواده‌ای بودجه‌بندی را بر اساس درصد انجام نمی‌دهد. سرپرست خانوار معمولی هیچ‌گاه نمی‌گوید من برای مثال 3 درصد درآمد امسال خانواده را برای خریدن کتاب، 2 درصد برای بهداشت و درمان، و 17 درصد برای مسکن هزینه می‌کنم. سرپرست خانوار ردیف‌های اعتبار خانواده‌اش را بر اساس ادراکی از نیازها، اهدافی که خانواده باید به آن‌ها برسد، ملاحظاتی درباره وقایع غیرمنتظره، چشم‌اندازی از آینده و ضرورت پس‌انداز، و مطلوبیتی که از هر نوع هزینه‌کرد مد نظر دارد تنظیم می‌کند. افراد، جدای از خانوار نیز هیچ وقت نمی‌گویند «من همواره 7 درصد از درآمدم را صرف خرید کتاب یا مصرف رسانه‌ای می‌کنم.»
بودجه اگر بر اساس درصدی از کل لحاظ شود بدان معناست که عملکرد، اهداف، نیازمندی‌ها و مطلوبیت‌ها دیگر معیار ارزیابی و تخصیص نیستند. اگر قرار باشد هر سال هفت‌دهم درصد بودجه عمومی به صدا و سیما اختصاص یابد، دیگر معنایی ندارد که پرسیده شود این بودجه برای چه کاری، برآوردن چه نیازی، و در بستر کدام تغییرات جهان رسانه تخصیص می‌یابد.
تخصیص درصدی بودجه، نه تنها نشانی از عقلانیت ندارد، بلکه نشان می‌دهد نگاه مجلس به بودجه‌ریزی، نگاهی بر اساس تقسیم کیک است. سهمیه دستگاه‌ها از کیک مشخص می‌شود بدون آن‌که عملکردها اهمیتی داشته باشد.
نظام بودجه‌ریزی در ایران به‌طور تاریخی ایراد داشته و هرگز عملیاتی و مبتنی بر عملکرد نبوده است. ابداع مجلس در درصدی کردن سهم صدا و سیما، برگی دیگر از این تداوم عدم عقلانیت را رو کرد.
من به یاد عبارتی از ماکس وبر در کتاب اقتصاد و جامعه می‌افتم. وبر در فصل جامعه‌شناسی اقتصادی و در بحث درباره «عقلانیت محاسبه پولی، مدیریت و تنظیم بودجه» می‌نویسد: «استفاده و ایجاد مستمر تمهیدات از طریق یک نهاد اقتصادی، چه از طریق تولید و چه از طریق تبادل کالا، چه برای مصرف خود آن کالا و چه برای دستیابی به سایر کالاها برای مصرف، مدیریت بودجه‌ای نام دارد. در جائیکه عقلانیت به حداکثر رسیده است، مبنای چنین عقلانیتی برای افراد یا گروه‌ها در چارچوب بودجه تجلی می‌یابد.» وبر نمی‌دانست قریب یکصد سال بعد از آن‌که وی بودجه را تجلی عقلانیت تلقی کرد، نوعی از بودجه‌ریزی ظهور می‌کند که در آن سهم ثابت از بودجه، بی‌توجه به برآورد نیاز، عملکرد و اثربخشی باب می‌شود.
ادامه این رویه می‌تواند این گونه باشد: سهم دستگاه‌ها از بودجه مشخص شود و بدین ترتیب مشکل بودجه‌ریزی حل خواهد شد. بودجه عمومی هر ساله بر اساس سهم ثابت دستگاه‌ها تقسیم خواهد شد و می‌توان سازمان برنامه و بودجه را تقریباً تعطیل کرد. https://telegram.me/fazeli_mohammad