این رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی است. ارتباط با مدیر کانال:
معنای واقعی اصلاحات در نظر من، تعدیل و رفع مسائل بدخیم ایران است
معنای واقعی اصلاحات در نظر من، تعدیل و رفع مسائل بدخیم ایران است. باقی ماندن مسائل بدخیم به فرسایش تمدنی میانجامند و اصلاحات واقعی ساختن راهکارهای مؤثر برای تعدیل این مسائل است. مایلم با صراحت بگویم که اصلاحات برای برخی چیزی جز بازگشتن برخی افراد منتسب به جناح چپ به قدرت نیست. مسأله را از اینجا به بعد میتوان این گونه شرح کرد. اصلاحطلبان میتوانند تلاش کنند پیش از نرمالیزاسیون، قدرت را در دست گیرند و به این ترتیب سطح تنش را افزایش دهند و مقولات اجماع، اعتماد و طرح مسائل بنیادین و بدخیم در عرصه اجتماعی را با تبدیل شدن خود به مسأله عرصه سیاست، به تعویق بیندازند. این راهبرد پیآمد سنگین دیگری نیز دارد. اصلاحطلبان خود را در مقابل پایگاه اجتماعیشان متعهد به کارهایی میکنند که برای دست یافتن به آنها عملاً اختیاری ندارند. اما میتوانند راهکار دوم را برگزینند.
راهکار دوم آن است که اصلاحطلبان خود را تبدیل به مسأله نکنند، بلکه نیروی اجتماعی و سیاسیای باشند که به پروژه نرمالیزاسیون کمک میکنند و اجازه میدهند تا مسائل بدخیم ایران ابتدا به صدر سلسله مراتب مسائل صعود کنند، و حداکثر اجماعسازی و اعتمادسازی برای رفع آنها شکل بگیرد. اصلاحطلبان به این ترتیب عرصه را از پیدایش یک مسأله سیاسی (Political problem) پاک میکنند تا مسائل سیاستی (Policy Problems) فرصت عرض اندام پیدا کنند.
اگر با رویکرد دوم به قضیه بنگریم، آنگاه اصلاحطلبان باید از خود بپرسند: اگر محمدرضا عارف به جای حسن روحانی برنده انتخابات سال 92 بود، امروز موفقیتهایی بیشتر از حسن روحانی میداشت؟ و آیا گزینهای غیر از حسن روحانی میتواند در فردای انتخابات سال 1396 دستآوردهایی بیش از ایشان داشته باشد؟
اصلاحطلبان به گمان من باید زمان قابل توجهی را صبر پیشه کنند تا نرمالیزاسیون انجام گیرد و حداقلهایی از عقلانیت راهبردی در نظام اداره کشور به شکل غیرقابل بازگشتی نهادینه شود. اصلاحطلبان میتوانند فشار خود را از عرصه سیاسی به عرصه سیاستی منتقل کنند که البته بیگمان ورود به عرصه سیاسی از مسیری دیگر اما با ظرفیت کمتری برای تنشزایی است. اگر اصلاح واقعی، یعنی گام برداشتن به سوی رفع مسائل بدخیم ایران مد نظر است، ممانعت از تنشزایی و در عین حال تلاش برای شکل دادن به ائتلافی فراگیر بر محور طرح مسائل بنیادین ایران و دامن زدن به گفتوگوی اجتماعی فزاینده درباره آنها به قصد ساختن راهکارهای پایدار، فراتر و ارجحتر از برکشیدن اصلاحطلبان به عرصه قدرت است. حسن روحانی نماد عقلانیت میانهای است که هدف اولیه آن میتواند نرمالیزاسیون به قصد کاستن از پیشبینیناپذیری نظام اجتماعی و سیاسی در ایران باشد. مأموریت اصلی، میتواند تداوم بخشیدن و تقویت هر چه بیشتر این عقلانیت میانه به مدت حداقل دو دهه باشد. مهم این نیست که اصلاحطلبان رئیسجمهور یا رئیسجمهورساز، رئیس مجلس باشند یا تعیینکننده دستور کار مجلس در جهت سیاستهایی که تغییرات مثبت معنادار در وضعیت مسائل بدخیم جامعه ایران ایجاد میکنند. مسأله این است که «عقل قدرت» راهنمای تصمیمگیری اصلاحطلبان خواهد بود یا «قدرت عقل»، مسأله این است. پرسش درباره حمایت اصلاحطلبان از حسن روحانی و همچنین ریاست محمدرضا عارف بر مجلس شورای اسلامی نیز با همین رویکرد قابل پاسخ دادن است.