۴. مسائل بدخیم، قاعده توقف ندارند و فقط به خاطر تنگنای زمان، هزینه یا ارزش‌ها راه‌حل متوقف میشود

4. مسائل بدخیم، قاعده توقف ندارند و فقط به خاطر تنگنای زمان، هزینه یا ارزش‌ها راه‌حل متوقف میشود. برای مثال، ناکارآمدی نظام اداری چه زمانی کاملاً رفع می‌شود؟ حد توقف چنین مسأله‌ای کجاست؟
5. راه حل مسائل بدخیم، درست یا غلط نیستند، بلکه خوب یا بد هستند. بنابراین عمیقاً با ارزش‌های ذینفعان مسأله درگیر هستند.
6. آزمون صریحی برای ارزیابی پیامدهای یک راه حل وجود ندارد. موجی از پیامدها در پس هر راه حلی خوابیده است، و هر راه‌حل زنجیره‌ای از مسائل دیگر را می‌تواند خلق کند. برای مثال، مسأله‌ای نظیر پرونده هسته‌ای ایران با راهکاری نظیر برجام حل نشده، بلکه از مرحله‌ای به مرحله دیگر منتقل شده و مسائل جدیدی در ساحت‌های دیگر خلق شده‌اند.
7. فرصت برای آزمون و خطا وجود ندارد. هر بار تلاش برای حل مسأله، پیامدهای سنگین دارد. برای مثال نمی‌توانیم مسأله بحران آب در ایران را یک بار تا انتها برویم و اگر حل نشد بازگردیم و از نو شروع کنیم.
8. مجموعه مشخصی از راهکارها در میان نیست. مجموعه راهکارهای ممکن، در تعامل بررسی می‌شوند و راهکارها بر اساس گفت‌وگو، تعامل یا صورت‌هایی از کاربست قدرت، ساخته می‌شوند. راهکار 159 صفحه‌ای پرونده هسته‌ای ایران معروف به برجام، در نوامبر 2013 موجود نبود، بلکه در فرایند دو سال و اندی مذاکره تنش‌آمیز ساخته شده است.
9. سطح مسأله بیشتر به تحلیل‌گر بستگی دارد تا ذات مسأله. هر مسأله قابل ارجاع به مسأله دیگری است.
10. چون مسائل بغرنج سیاست‌گذاری دلایل متعددی دارند و ارتباط متقابلی با سایر موضوعات دارند، در نتیجه هرگونه تلاش برای بررسی آن‌ها منجر به نتایج غیرمنتظره در جای دیگر می‌شود.
مجال آن نیست تا تشریح کنم هر یک از شش مؤلفه کشور به درجاتی حائز هر یک از 10 خصیصه‌ای هستند که برای مسائل بدخیم برشمرده شد. جنس مسائل بدخیم – از جمله چندسطحی بودن، ارتباطات علل و پی‌آمدهای این گونه مسائل با زنجیره‌ای از عوامل مختلف، و ضرورت درگیر شدن ذینفعان و ذی‌ربطان مسائل در جریان تعریف مسأله و راه‌حل‌ها – الزاماتی برای بررسی و رفع مسائل جامعه ایران ایجاد می‌کند.
الف. رفع هر مسأله بدخیمی، مستلزم رویکرد «همه با هم» است. همه عناصر مهم یک نظام اجتماعی – سیاسی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند تا بتوانند برای تعریف مسأله، گفت‌وگو درباره آن و پذیرش پی‌آمدهای ناشی از اقدام برای تعدیل و رفع مسأله توافق و اقدام کنند. رسیدن به برجام نمودی از رویکرد «همه با هم» است. علی‌رغم همه مخالفت‌هایی که با برجام شده، اما بارها تصریح شده که برجام تصمیم نظام بوده و نظرسنجی‌ها و استقبال عمومی از برجام نشان می‌دهد این تصمیم مردم و نظام بوده است. بنابراین پرداختن به حل هر مسأله بدخیمی مستلزم اجماع سیاسی است.
ب. آغاز بررسی و رفع هر مسأله بدخیمی مستلزم پذیرش هزینه‌های اغلب سنگین مترتب بر آن است. هیچ مسأله بدخیمی را نمی‌توان با راهبردهایی از جنس «شترسواری دولا دولا» یا کاربست روش‌هایی که ناراحتی هیچ کس را به همراه نداشته باشد حل کرد. رفع هر مسأله بدخیمی بازندگان و برندگانی دارد، و بازندگان به فراخور قدرت‌شان در برابر راه‌حل‌ها ایستادگی می‌کنند. شمار زیادی از متخصصان اقتصادی، محیط زیستی و حکمرانی آب معتقدند بدون قیمت‌گذاری آب، کنترل دشواری‌های موجود در مدیریت منابع آب ایران امکان‌ناپذیر است. اما قیمت‌گذاری آب ابداً راهکاری نیست که بی‌سر و صدا و بدون تصمیم‌های سخت و پرداخت هزینه‌های آن‌ها به سرانجام برسد. همین امر درخصوص سامان دادن به سیاست جذب سرمایه‌گذاری خارجی، قراردادهای نفتی، تنش‌زدایی در سیاست خارجی یا پذیرش راهکارهای اغلب ناخرسندکننده برای بازسازی نظام اداری صادق است.