روایتهایی از اینجا و آنجای دنیا
ماجرای ربایش کارلوس گون افسانهای از توکیو به لبنان. ---------------------------
ماجرای ربایش کارلوس گون افسانهای از توکیو به لبنان
---------------------------
قسمت دوم
سال ۲۰۱۷ از مدیر عاملی نیسان استعفا داد ولی از اعضای هیئت مدیره باقی موند. تا اینکه میرسیم به توییت اول که طبق دستور نیسان و ارائه مدارک به مقامات قضایی ژاپن، کارلوس رو سال ۲۰۱۸ در فرودگاه به جرم دست بردن در اسناد مالی بازداشت کردن.
کارلوس متهم شد که درآمد خودش رو کمتر گزارش میداده و چندین برابر درامدش در دفاتر حسابداری، پول برداشت کرده. همچنین متهمه که خیلی از هزینههای زندگی اعیانی خودش رو تو دفاتر حسابداری زیر عناوین هزینههای شرکتی آورده. البته که کارلوس رد میکنه این اتهامات رو.
میندازنش زندان تا وقت دادگاه. با وثیقه آزاد میشه و در خانهای در اطراف توکیو که همه جوره کنترل میشه ازش مراقبت میکنن. تنها جلوی در ورودی خونهش ۴ تا دوربین مدار بسته وجود داره. کارلوس این مدت به شدت ناامید و سرخورده میشه.
سیستم قضایی ژاپن به شدت سخت گیره و معمولا زندانی رو نگه میدارن تا اعتراف کنه. میگن ضریب بالایی در گناهکار محسوب کردن زندانی دارن که بالاتر از کره شمالیه با ۹۴ درصد. ژاپن همیشه میگه سیستم ما اشتباه نمیکنه و ما فرد رو اشتباهی دستگیر نمیکنیم. پس باید اعتراف کنه.
یکی از بیزنسمنهای لبنان به اسم مستعار علی که از دوستای قدیمی گون هست با یک کنتراکتور آمریکایی به اسم مایکل تیلور تماس میگیره. تیلور سالهاست برای آمریکا داره عملیات انجام میده و پروژههای حکومتی میگیره. هر چند مدت یه بار به یه کشوری میره برای نجات فردی یا ربودن کسی یا انجام پروژههای دیگه. و یک آدم نظامی خبره محسوب میشه که بیش از سه دههست با دولت آمریکا فعالت میکنه. علی به مایکل میگه ما باید گون رو نجات بدیم و برای این کار چقدر پول میخوای؟
تیلور چند ماه منطقه رو بررسی کرد. خیابون خونهای که گون توش زندانیه، مسیرهاش به خیابونای اصلی و دیگر موارد. گون پابند الکترونیکی نداشت و اجازه داشت هر روز چند ساعت بیاد یه کم اینورتر در یک هتل نزدیک برای نشستن و نوشیدن.
تیلور تیمی از بهترینهای نظامی دنیا رو جمع کرد که هر کدوم تو کارشون خبره بودن. از بهترین خلبانهای جت، تا کماندوهایی که در عراق و افغانستان برای آمریکا قراردادی کار میکردن. ولی هنوز نمیدونستن در توکیویی که کامل دوربین هست چطور یک نفر به این مهمی رو فراری بدن.
تیم تیلور از طریق زن گون یک سری اطلاعات ازش گرفتن. طی عملیاتی که هنوز مشخص نیست جزئیاتش، یه تلفن ثبت نشده رو وارد خونه گون کردن. یک جمعه شبی تلفن زنگ خورد و صدایی به کارلوس گفت که فردا میبینمت. شنبه صبح تیلور و فردی به نام جورج زیاک، از میلیشیای قدیمی لبنان وارد فرودگاه دوبی شدند. جت مورد نظری که اجاره کرده بودند اونجا بود. دو خلبانش ترک بودن و فقط به یکیشون جزئیات عملیات رو گفته بودن. سوار جت شدند و در اوساکا که نزدیک به توکیو هست نشستن زمین. با قطار سریعالسیر خودشون رو رسوندن به توکیو.
ساعت ۲:۳۰ دقیقه ظهر شنبه کارلوس از خونه بیرون میاد با یه ماسک پزشکی به صورت. میرسه تو لابی هتل. پس از نیم ساعتی، تیلور و زایاک از هتل میان بیرون اونم با دو تا جعبه بزرگ از اینا که اسپیکرای بزرگ توشون میزارن برای کنسرت. کارلوس رو گذاشتن تو یکی از این جعبهها.
جلوی هتل یه ون میاد دنبالشون، اونا رو میبره سمت قطار. سوار قطار میشن میرسن تا میرسن اوساکا. اونجا هم یه ون دیگه میاد دنبالشون و اینبار لباساشون رو عوض میکنن تا شبیه به یکسری نوازنده به نظر بیان.
میرن سمت فرودگاه اوساکا. نگهبانی جلوشون رو میگیره و اونام که از قبل یک کاور استوری خوب دارن، یک سری بلیت نشون میدن که ما نوازنده هستیم و تو استانبول کنسرت داریم باید فوری بریم. اینم وسایلمونه. تیلور جزئیات اینکه چطور کارلوس رو تو جعبه نگه داشتن بیان نمیکنه.
میگه ما برای هر نو پیشامدی برنامه داشتیم. چه اینکه کارلوس تو جعبه پنیک بزنه و چه اینکه کسی بخواد در جعبه رو باز کنه. جعبههارو میزارن رو ریلی که مردم وسایلاشونو میزارن و اینطوری کارلوس رو از فرودگاه میبرن به سمت هواپیما.
------
@friedrish