دانشگاه به عنوان یک بازار دوسویه (Two Sided Market)

دانشگاه به عنوان یک بازار دوسویه (Two Sided Market)

موسسه‌ای - تدریس‌محور - را تصور کنید که به جای پرداخت حقوق ثابت به هیات علمی، به آن‌ها پوزیشن اجاره می‌دهد: از استادان پولی می‌گیرد تا در فهرست هیات علمی آن‌جا قرار بگیرند و بتوانند در ابتدای هر ترم کلاس‌هایی را ارائه کنند. دانش‌جویان هم سمت دیگر این بستر هستند: به فهرست استادان و درس‌ها نگاه می‌کنند و در کلاسی که کیفیت بهتری دارد ثبت‌نام می‌کنند. استاد درس به ازای هر دانشجویی که در کلاسش ثبت‌نام کرده پولی دریافت می‌کند. درآمد دانشگاه هم از ۱) حق عضویت ثابت استادان ۲) شهریه ثابت دانش‌جویان ۳) کمیسیون از حق التدریسی که هر دانشجو به ازای هر درس به استاد پرداخته است. چنین ساختاری تقریبا با تمام تعاریف یک بازار دوسویه سازگار است.

ممکن است در دانش‌گاه‌های فعلی چنین ساختاری را دقیقا نبینیم ولی موسساتی مثل موسسات کنکور یا آموزش‌های حرفه‌ای و ورزشی به آن نزدیک هستند. بعید نیست که در آینده نزدیک دانش‌گاه‌ها هم به سمت چنین مدلی میل کنند: دانشجویان ارزیابی‌‌های دقیق از تمام تاریخ کلاس‌ها را دارند و با اطلاعات به‌تر در کلاس درس استاد مناسب ثبت‌نام می‌کنند. همانند سایر بازارهای دوسویه، استادی که کیفیت کلاسش مناسب نیست و تعداد کمی دانش‌جو در کلاسش ثبت‌نام می‌کنند هم بعد از مدتی بازار را ترک می‌کند. احتمالا در آینده نه چندان نزدیک و با گسترش آموزش‌های آزاد برخط توده‌ای (Mooc) و سقوط بسیاری از دانش‌گاه‌های سنتی به این سمت برویم که یکی دو تا بستر غول‌پیکر میزبان تعداد زیادی استاد و دانش‌جو شوند و دانش‌جویان به جای محدود شدن به انتخاب از یک تعداد محدود استاد بتوانند از بین ده‌ها و صدها درس و استاد مختلف انتخاب کنند. شبیه اتفاقی که مثلا از انتقال از هتل‌های سنتی محلی به سایتی مثل Airbnb می‌افتد.

حال استدلال می کنیم که حتی دانش‌گاه‌های فعلی هم یک حالت خاص از استراتژی بازار دوسویه به حساب می‌آیند! مساله قبلی را کمی جلوتر ببریم: یکی از شهودهای مهم بازارهای دوسویه این است که صاحب پلتفورم ممکن است به یک طرف بازار سوبسید بدهد تا چگالی آن طرف را تقویت کرده و در عوض از افزایش تقاضا در سمت دیگر سود ببرد. در همان بازار دانش‌گاه‌ها ممکن است برخی دانش‌گاه‌ها فکر کنند که اگر به جای اجاره گرفتن از استادان به آن‌ها اتاق مجانی بدهند (و استادان بیش‌‌تری جذب کنند) ممکن است بتوانند دانشجوی بیش‌تری جذب کرده و نهایتا سود بیش‌تری ببرند.

حتی موسساتی یک قدم جلوتر می‌روند و با پیش‌نهاد حقوق به استادان خوب (یعنی قیمت منفی و سوبسید کامل) سعی می‌کنند کیفیت هیات علمی خود را هر چه بیش‌تر تقویت کنند تا دانش‌‌جویان بیش‌تر و دارای تمایل به پرداخت (Willingness to Pay) بیش‌تری را جذب کنند. این دقیقا شکلی است که برای چند قرن رایج است. یعنی به لحاظ مفهومی ما هم‌چنان با یک بازار دوسویه مواجه هستیم ولی شکل قراردادی و پرداخت‌های آن خیلی شبیه به دانش‌گاه‌های فعلی شد! بسیاری از دانش‌گاه‌های درجه یک دنیا حقوق‌های خیلی بالا به استادان مطرح می‌دهند تا بتوانند چگالی بالایی از منابع علمی را در سمت عرضه داشته باشند و در عوض دانش‌جویان درجه یک را به سمت خود جذب کنند. واحد پول (Currency) هم که سمت دیگر بازار به استاد پرداخت می‌کند مواردی مثل ارزیابی تدریس و کیفیت انتشار مقالات هست. هر قدر پرداخت بالاتری از این جنس به استاد اتفاق بیفتد شانس بقا و ارتقاء او در سیستم دانش‌گاهی بالاتر است. موسسات آموزش عالی بدون این‌که اسم بازار دوسویه روی خود گذاشته باشند به طور سنتی این استراتژی را درک کرده‌اند.


@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi