در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
نقدی بر مقالات «نقد توهم نقدینگی»، اثر حقیقی نقدینگی
نقدی بر مقالات «نقد توهم نقدینگی»، اثر حقیقی نقدینگی
نویسنده: محمد امیرعلی (دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه اصفهان)
گفته میشود که آن چیزی که در نهایت میتواند در اقتصاد رشد حقیقی ایجاد کند، عوامل حقیقی از جمله ذخیره سرمایه؛ نیروی کار و بهره وری است و پول در این میان به مثابه روغن موتور، تسهیل کننده است و نمیتواند به مثابه سوخت باشد. در این رابطه به نظر میرسد که این نکته که عامل اصلی رشد در اقتصاد عوامل حقیقی هستند در جایگاه خود صحیح است، اما کافی نیست. و پول نه روغن موتور است و نه سوخت. پول در اقتصاد به عنوان یک رابطه اجتماعی و در نقش یک نهاد، میتواند اثر هماهنگی و سازماندهی داشته باشد و با این کارکرد، نهاد پول میتواند سرمایه فیزیکی؛ نیروی کار و بهره وری را دچار تحول کند.
اثر هماهنگی پول میتواند ذخیره سرمایه ایجاد کند: فرض میکنیم در اقتصادی ده نفر جمعیت وجود دارد که پنج نفر صاحب زمین و پنج نفر صاحب گندم هستند. اگر پول و اعتبار در این اقتصاد وجود نداشته باشد، صاحبان زمین برای تهیه گندم مورد نیاز برای کشت، با صاحبان گندم به مذاکره خواهند پرداخت اما بدون وجود پول و یک نهاد قانونی تضمین کننده، صاحبان گندم کمتری حاضر به همکاری با صاحبان زمین خواهند شد و دست آخر گندم کمتری تولید شده و ذخیره سرمایه کمتری برای کاشت در دوره آتی وجود خواهد داشت. اما نهاد پول به عنوان یک IOU که به نوعی دولت پشتیبان آن است، هزینه مبادله را کاهش داده و با اثر هماهنگی خود باعث ایجاد همکاری بیشتری بین صاحبان زمین و گندم میشود، که این نیز باعث تولید گندم بیشتری شده و بنابراین ذخیره سرمایه بیشتری برای شروع تولید در دوره آتی وجود خواهد داشت. بنابراین پول میتواند ذخیره سرمایه ایجاد کند. همچنین، اثر هماهنگی پول میتواند بر میزان؛ بهره وری و مهارت نیروی کار تاثیرگذار باشد. تصور کنید دولت برای زاد و ولد بیشتر، پاداش دهد و یا پول صرف آموزش و ارتقای بهره وری نیروی کار شود.
بنابراین؛ در رابطه با تشبیه پول به روغن موتور (و نه سوخت) به نظر میرسد که نقدینگی نه روغن موتور است و نه سوخت. وظیفه روغن موتور روانکای و کاهش اصطکاک است که باعث بهبود راندمان موتور میشود. سوخت نیز به همراه عوامل دیگر به عنوان یک نهاده، باعث حرکت موتور میشود. روغن موتور تأثیری بر میزان سوخت ندارد (حداقل بر افزایش آن) یعنی سوخت از بیرون، وارد ماشین میشود و روغن موتور نیز راندمان را افزایش میدهد و به کارگیری آن حداقل به هیچ وجه، میزان سوخت را افزایش نمیدهد . اما پول هم میتواند بر میزان عوامل حقیقی اثر گذار بوده و باعث ارتقا و تشکیل آنها شود و هم میتواند بین آنها هماهنگی ایجاد کرده و باعث ایجاد محصول نهایی شود. ممکن است گفته شود که طبق این گفته، باز هم عامل اصلی رشد، عوامل حقیقی هستند و پول تنها تسهیل کننده است، اما وقتی پول باعث تشکیل عوامل حقیقی و ذخیره سرمایه میشود، کاهش نقش پول تنها به یک تسهیل کننده؛ چیزی جز دست کم گرفتن نقش پول نخواهد بود.
ممکن است گفته شود: « وقتی اعتبارات ضعیف باشد، انگیزه افراد برای پس انداز کم میشود؛ چون به راحتی کسی را نمی یابند که مازاد سرمایه خود را در اختیار او قرار دهند و در نتیجه به جای پس انداز، مصرف میکنند». در این رابطه نیز میتوان گفت اگر از جنبه قدرتی که اعتبار به دارنده آن میدهد نگاه کنیم شاید این موضوع بهتر درک شود. به عنوان نمونه پول میتواند یک منبع طبیعی مانند کوه با پتانسیل تولید سیمان را وارد چرخه تولید کند، که پیش از این نه مصرف می شد و نه قصدی بر پس انداز آن وجود داشت (فارع از اینکه آیا تولید سیمان و استفاده از این کوه در زمان مربوطه به نفع جامعه و نسلهای آتی است یا خیر). حتی در مورد کسی که قصد پس انداز ندارد و قصد مصرف دارد و به دنبال کسی نیست که سرمایه را در اختیار او قرار دهد ؛ پول و اعتبار میتواند از چنان قدرتی برخوردار باشد که او را منصرف کند و میل او از مصرف را به پس انداز تغییر دهد. (ادامه در صفحه بعد)
@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi