در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
مالیات ۷۰٪ برای پزشکان
مالیات ۷۰٪ برای پزشکان
از زاویه «بازتوزیع» درآمد و برقراری یک نظام امنیت اجتماعی گسترده، مالیات معقول جای دفاع دارد. ولی همان موقع که از بازتوزیع دفاع میکنیم باید متوجه اختلال (Distortion) ناشی از مالیات بستن روی منابع تولید هم باشیم. مهمترین نقد اقتصادی به مالیات پلکانی روی دستمزد این است که عرضه نیروی کار متخصص و بهرهور جامعه (که درآمد بالا دارند) را مایوس کرده و در نتیجه جامعه را از این منابع محروم میکند. (دقت کنید که معنی این حرف این نیست که هر کس درآمد بالا دارد لزوما بهرهور است، ولی عکس آن تا حد خوبی صادق است). در نتیجه یک سوال مهم در اقتصاد این است که از چه کسی و چهگونه مالیات بگیریم که این اثر اختلالی به حداقل برسد.
در خبرها بود که رییس کمیسیون بهداشت مجلس از مالیات ۷۰ درصدی پلکانی روی حقوق پزشکان پردرآمد خبر داده است. مالیات روی درآمد پزشکان موضوع پیچیدهای است. فرض کنیم مالیات ۷۰٪ ای عملی شود. چه نوع پزشکانی تحت تاثیر آن قرار خواهند گرفت؟ در پست «سوپراستار» به اقتصاد این نوع بازارها اشاره کردیم. پزشکان پردرآمدی که مشمول مالیات جدید میشوند، عمدتا متخصصان ویژه و درجه یک هستند که جامعه سخت به آنها نیاز دارد. حال اگر این پزشکان مجبور شوند ۷۰٪ از «آخرین واحد درآمد» خود را مالیات بدهند طبعا انگیزه آنها برای کار سنگین به شدت کم میشد. ترجیح میدهند به جای ساعتهای طولانی طبابت٬ فقط بخشی از آن را کار کنند (چون واحدهای اول درآمد مالیات سنگین ندارد) و بقیه روز را استراحت کنند یا به کسب و کارهای دیگر بپردازند. یعنی جامعه از دستیابی به خدمات یکی از متخصصترین و کمیابترین نوع سرمایه انسانیاش - که خدماتش هم واقعا مورد نیاز و مفید است - محروم میشود.
البته آن طرف قضیه میشود استدلال کرد که همین اثر مالیاتی شاید باعث شکستن مکانیسم «سوپراستار» شده و در نتیجه با کاهش انگیزه پزشکان خیلی مشهور برای کار سنگین، بار بیماران را به سمت پزشکان کمی غیر مشهورتر هدایت کند و توزیع بیمار بین پزشکان را بهتر کند. در نتیجه مثلا از صفهای طولانی برای پزشکان خیلی مشهور کم شده و میزان وقت صرف شده آنها در برخورد با بیماران هم بیشتر میشود. اینکه آیا جامعه از این بازتوزیع بیماران نفع میبرد به فاصله کیفیت پزشکان خیلی مشهور و بقیه همصنفانشان بر میگردد و یک سوال امپریکال است که پاسخ پیشینی و ذهنی ندارد.
شاید بشنویم که «خب همین پزشکان از این بعد به جای پول برای انگیزههای دیگر کار کنند». این استدلال اقتصادی نیست، چون آن انگیزهها الان هم وجود دارند و خروجی که الان هم مشاهده میکنیم ترکیبی از انگیزههای مادی و غیرمادی است. ما در واقع تحلیل Ceteris Paribus کردیم. یعنی با فرض اینکه چیزی در جامعه پزشکی عوض نشده فقط میزان مالیات را عوض کردیم و انگیزههای مادی را کاهش دادیم.
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی