در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
مصرف عامل رشد اقتصادی نیست!.. مطالبی نادقیق و گمراهکننده از این دست در فضای مجازی فراوان است:
مصرف عامل رشد اقتصادی نیست!
مطالبی نادقیق و گمراهکننده از این دست در فضای مجازی فراوان است:
«یک #دوچرخه سوار برای #اقتصاد فاجعه است
۱-خودرو نمیخرد، وام خودرو نمیگیرد، بیمه خودرو نمیخرد، بنزین نمیخرد، قطعات یدکی خودرو نمیخرد، پول پارکینگ نمیدهد، چاق نمیشود. و خوب باید گفت لعنت! کسی که سالم هست بدرد اقتصاد نمیخورد، چون نه دارو میخورد نه پیش دکتر خصوصی میرود. دوچرخه سواران باعث افزایش تولید ناخالص داخلی نمیشوند!
در مقابل هر فست فود فروشی ۳۰ شغل ایجاد میکند: ۱۰ تا دندانپزشک، ۱۰ تا متخصص قلب، ۱۰ تا متخصص کاهش وزن.
شما برای رشد اقتصاد کدام را ترجیح میدهید؟ دوچرخه یا فستفود؟»
این نوشتهها احتمالا میخواهند مشت اقتصاددانانی را باز کنند که متهم هستند که میگویند «مصرف» عامل رشد اقتصادی است. در حالی که هیچ اقتصاددان جدی نمیگوید مصرف صرف عامل رشد بلندمدت اقتصادی است*. از دید اقتصاددانان عامل رشد اقتصادها ارتقاء «بهرهوری» است. ولی خطای منطقی نوشته فوق کجا است؟
خطای کلیدی آن جا است که در مقایسه دوچرخهسوار و فستفود مکانیسم اقتصاد را ایستا فرض میکند و نمیپرسد وقتی مردم از فستفود خوری به سمت دوچرخه سواری بروند، چه بر سر پزشکان و دندانپزشکان و تعمیرکاران میآید، گویی آنها عاطل و باطل میایستند. یا از آن طرف وقتی جامعه از دوچرخهسواری به سمت فستفود خوری میرود آن پزشکان و تعمیرکاران از کجا میآید؟ اقتصاد یک سیستم پویا است و منابع محدود مجبور است در میان و بلندمدت مرتبا از بخشی به بخش دیگر جا به جا شود.
اتفاقا اقتصاددانان هم خواهند گفت که «دوچرخهسواری» رشد اقتصاد را بیشتر میکند! چرا؟ چون پس از روی آوردن مردم به دوچرخهسواری، پزشکی که باید بیماری قلبی و چاقی را درمان میکردند از آن بخش آزاد شده و مثلا میتوانند به ارتقاء بهداشت مادران و کودکان کمک کنند. تعمیرکار ماشین هم میتواند به ماشینآلات کارخانهها سرویس بدهند و تولید صنعتی را بیشتر کنند. شرکتهای بیمه میتوانند خدمات خود را متوجه کسب و کارها و الخ کنند، پارکینگها میتواند تبدیل به دفتر استارآپها شود و به همین ترتیب. به عبارت دیگر، دوچرخهسواری باعث میشود منابع محدود و با ارزش اقتصاد (پزشکان، فضای شهری، تعمیرکاران، سرمایه شرکتهای بیمه و ...) که صرف فعالیتهای با بهرهوری کم میشود، آزاد شده و به مصارف بهتر برسد.
* تحریک تقاضا و مصرف فقط در «کوتاهمدت» و زمان رکود میتواند موقتا کمککننده باشد ولی در بلندمدت کمکی به رشد نمیکند و فقط باعث تورم میشود.
تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi