در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
علم را زیادی «ساده و دمدستی» نکنیم!
علم را زیادی «ساده و دمدستی» نکنیم!
نوشتهای از یکی از استادان اقتصاد در داخل دیدم که چون از انتساب به ایشان مطمئن نیستم اسم نویسنده را نمیآورم ولی دو پاراگراف اصلی متن را - که محتمل موضوع خیلیها باشد - نقد میکنم.
مدعا: «یکی از اشکالات اساسی در این زمینه عدم فهم تفاوت علم اقتصاد و تفکر اقتصاد لیبرالی و یکی پنداشتن این دو است. واقعیت آن است که چیزی به اسم علم اقتصاد لیبرالی وجود ندارد و اساسا علم اقتصاد که به دنبال کشف روابط پدیدهها است، نمیتواند صفت لیبرالی یا غیر لیبرالی داشته باشد. »
نقد: این تصور بسیط و معصومانه از علم شاید بیش از یک قرن است که دیگر جایی ندارد. فلسفه علم و از آن مهمتر جامعهشناسی علم و مطالعات فرهنگ به ما آموخته که هر جریان علمی نهایتا در دل شبکهای از عناصر «قدرت» و «مفروضات بنیادی» و «زبان رایج» و امثال آن عمل میکند. نه جهان این قدر ساده است و نه علم این قدر ابتدایی که مثل یک خطکش بیخاصیت صرفا در پی «کشف حقیقت» باشد. به عنوان یک اقتصاددان شاغل در جریان اصلی به خوبی میتوانم تصور کنم که تسلط یک شکل خاص از نگاه به دنیا و علم که ما به آن دلبستگی داریم باعث شده تا شکلهای محتمل دیگری که ممکن بود برای «کشف پدیدهها» ظهور کند سرکوب شده و به حاشیه برود.
مدعا: «اقتصاد ایران چه بخواهد و چه نخواهد در مسیر پیش رو و نه چندان دور ناچار است یارانههای گسترده از قبیل یارانه ارز، بنزین، گازوئیل، گاز، برق، آب، محیط زیست و... را حذف کند. حذف یارانههای گسترده توصیه علم اقتصاد است و نه تفکر اقتصاد لیبرالی.»
نقد: این نوع نمایاندن علم اقتصاد به نوعی خوار و خفیف کردن این علم است. فرض کنید چنین گزارهای را به یک محقق سرطان یا عصبشناسی یا کیهانشناسی یا باستانشناسی بدهید و بگویید «اینها نتایج علم اقتصاد» است. آیا به نظرتان خندهشان نمیگیرد که این چه علمی است که نتایج قطعیاش با دانش سال اول کارشناسی هم قابل دستیابی است؟ در همین بحث یارانهها تعداد زیادی مطالعه وجود دارد که بگوید یارانه در کجا و چه کالاهایی بهینه است و کجا نیست و اگر جایی یارانه میدهیم مثلا زیان و فایده آن چه قدر است. اگر جوابها این قدر سفید/سیاه و قابل پیشبینی و بدیهی بود که نیاز به لشگری از متخصصان اقتصادی نداشتیم.
میفهمیم که نویسنده در یک مطلب کوتاه فرصت نداشته که وارد همه این جزییات شود و مجبور شده برای دفاع از یک سیاست گزارههای کلی صادر کند. سادهسازی و خودداری از پیچیدگی غیرلازم در تحلیل مسایل، هنر مهمی است ولی این سادهسازی نباید یک جایی به قیمت جا انداختن جزییات مهم و به قیمت ساده جلوه دادن مسایل پیچیده و غیربدیهی باشد.
تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi