صدای دهک اول جامعه باشیم، بخش دوم.. سوال کلیدی این است که «چرا صدای دهک اول»؟

صدای دهک اول جامعه باشیم، بخش دوم

سوال کلیدی این است که «چرا صدای دهک اول»؟ مگر وضعیت دهک‌های بعدی (مثلا تا دهک ۴) خیلی به‌تر است؟ جواب این است که نه خیلی بهتر نیست. اکثریت جامعه در وضعیت سختی هستند ولی «دهک اول» (به عنوان یک متافور) برخی مشخصه‌های ویژه دارد که در چارچوبی که من و برخی دوستانم به اقتصاد ایران نگاه می‌کنم نیازمند رفتار متفاوتی از سوی کارشناسان و مقامات و فعالان است.

دلیل اول: دهک اول موتلفی در نظام قدرت (به معنی عام) ندارد.

۹ دهک دیگر تا حدی نمایندگان و صدای خود را دارند: دهک دهم و نهم هم در دل نظام اداری حضور دارد و هم نهادها و انجمن‌ها و اتاق‌ها و نهادهای تخصصی بخش خصوصی و ضمنا مطبوعات کاغذی پرصدا و پرنفوذی دارند . طبقه متوسط شاید حضور کم‌تری در نظام رسمی قدرت دارد ولی صدای رسانه‌ای‌اش و کارشناسی‌اش خیلی بلند است و به گوش هم می‌رسد (یک موردش را در بحث افزایش عوارض خروج دیدیم). طبقات پایین‌تر هم به نوبه خود نمایندگان متعدد خود را دارند. بخشی از مقامات فعلی از طبقات محروم برخاسته‌اند و کم یا زیاد گفتمان آن‌ها را نمایندگی می‌کنند، بخشی از نمایندگان مجلس متحد طبیعی روستاییان صاحب زمین هستند (یک موردش هم‌راهی نکردن نمایندگان با قوانین مدیریت محدودسازی مصرف آب کشاورزی است)، کارگران صنعتی و بیکاران شهری هم به انواع شیوه‌های سخت و آسان دست‌آخر صدای‌شان را به گوش جامعه می‌رسانند. آن کسی که تقریبا هیچ تریبون و فروم اجتماعی مستمری برای برای بیان وضعیت زندگی‌اش، نوع رابطه‌اش با بقیه جامعه، ساختار معیشتش و انتظاراتش ندارد «دهک اول» است.

دلیل دوم: اقتصاد معیشت دهک اول با دیگر دهک‌ها فرق دارد.

دهک اول تقریبا هیچ بهره‌ مستقیمی از رشد اقتصادی و به اصطلاح مزایای سرریز آن (Trickle Down) ندارد. دهک‌های دیگر مستقیم و غیرمستقیم از رشد اقتصادی منتفع می‌شوند. وقتی اقتصاد کشور فعال می‌شود و مثلا پروژه‌های نفت و گاز و پتروشیمی عسلویه راه می‌افتد، با کم و زیادش بقیه دهک‌ها منتفع می‌شوند: شرکت‌های خصوصی مهندسی و پیمانکاری و قطعه‌سازی رونق می‌گیرند (دهک دهم) و شرایط کار برای مهندسان و متخصصان (دهک‌های ۶-۹)، جوش‌کار ماهر و سرکارگر و راننده کامیون (دهک ۴ و ۵)، و دست آخر نیروی کار غیرماهر و ساده و خدماتی (دهک ۲ و ۳) هم به‌تر می‌شود. وضع این افراد که به‌تر شود صنعت ساختمان و گردشگری و الخ رونق می‌گیرد و باز زنجیره قبلی برای مشاغل جدید تکرار می‌شود و الخ. خلاصه این‌که وضعیت زندگی دهک‌های بالاتر با افزایش بهره‌وری اقتصاد و رشد اقتصادی است که به صورت پایدار به‌تر می‌شود.

ولی با ساختار اقتصادی فعلی متاسفانه اثر رشد اقتصادی تا به دهک‌های پایین‌تر برسد چیز زیادی از آن باقی نمی‌ماند* و به این خاطر هم وضعیت زندگی این افراد کمابیش مستقل از تمام افت و خیزهای اقتصاد ایران در پنج دهه قبلی بوده (شاید معدود زمان‌هایی که وضع آن‌ها تغییر ملموس کرد یکی اوایل انقلاب و جنبش جهادسازندگی و فضای حول آن بود و دیگری تا حدی در زمان احمدی‌نژاد). به خاطر شرایط بدنی، سنی یا ذهنی، گذشته زندگی و موقعیت جغرافیایی، بخشی از اعضای این دهک اساسا فرصت و توان مشارکت جدی در فرآیند جریان اصلی اقتصاد را ندارند که با رونق اقتصاد وضع‌شان به صورت خود به خود به‌تر شود. مطلب قبلی را با داستان آن خانم در شیراز شروع کردم که بگویم بحث‌هایی از جنس «نگرانی از تن‌پروری ناشی از یارانه نقدی» (که مطالعات دقیق حتی اثر آن در دهک‌‌های دیگر را هم رد می‌کند) اساسا این جا بی‌معنی است. اگر داستان زندگی این افراد در سیاست‌گذاری‌ها و بحث‌های عمومی فراموش شود، چرخه رشد اقتصادی به خود خود ممکن است تا سال‌ها هیچ منفعت مستقیمی به آنان نرساند.

مطلب را ادامه می‌دهیم ...

* البته اثر غیرمستقیم را نباید نفی کرد: اگر وضع اقتصاد به‌تر شود هم نسل جوان‌تر این خانواده‌ها وضعیت به‌تری پیدا می‌کنند (پسر آن خانم ممکن است کاری پیدا کند و به‌تر بتواند به مادرش رسیدگی کند) و هم منابع دولتی برای تقویت بودجه بهزیستی و کمیته امداد و وزارت رفاه و برنامه‌های توان‌مندسازی و بیمه سلامت و بازسازی بافت‌های فرسوده و الخ بیش‌تر می‌شود.


تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi