در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
توضیحی در مورد مطلب نرخ ارز ۱۸۵۰ تومانی
توضیحی در مورد مطلب نرخ ارز ۱۸۵۰ تومانی
یکی از خوانندگان گرامی توضیح دادند که با این که نقد مطرح شده در مطلب قبلی (https://t.me/hamedghoddusi/456) درست و منطقی است ولی «به جا» نیست چون خود نویسنده مطلب اصلی هم نهایتا منظورش همین بوده که بگوید که محاسبات مبتنی بر اختلاف نرخ تورم برای رسیدن به ارز تعادلی کفایت نمیکند چون به همان تناقضهای شهودی که در مطلب ما گفته شد میرسیم. یعنی در واقع ادعا این است که دکتر عباس شاکری (با دکتر مجید شاکری کانال اقتصاد سیاسی اشتباه نشود) هم از ایده ارز ۱۸۵۰ دفاع نمیکرده است و فقط میخواسته از آن به عنوان آزمایش ذهنی استفاده کند تا محاسبه مبتنی بر تفاضل تورمها را نقد کند. در گروههای دیگری هم دیدم که گفته شده فیلم سخنرانی ایشان تقطیع شده تا القاء شود که ایده اصلی دفاع از قیمت ۱۸۵۰ تومانی برای ارز (و نه نقد این رقم، همان کاری که ما کردیم) است. چون من فرصت و امکان دنبال کردن همه اخبار و ریز مباحث داخل را ندارم ممکن است که دچار خطاء در برداشت از نیت اصلی گویندگان بشوم و در نتیجه از دوستان عزیزی که چنین تذکراتی میدهند بسیار تشکر میکنم و همین جا روشن میکنم که مطلب قبلی باید ذیل این توضیح خوانده شود.
فقط چند توضیح برای کامل شدن بحث اضافه کنم.
۱) دیدم که کسانی همین ایده دلار ۱۸۵۰ تومانی شاکری را به عنوان یک توصیه نرماتیو تلقی کرده و مشغول القای این ایده هستند که نرخ ارز ایدهآل همین باید باشد. اگر واقعا منظور آقای شاکری این نبوده، خوب است به همفکران خود تذکر بدهند تا آنها هم چنین برداشتی از صحبت ایشان را رواج ندهند.
۲) عدد ۱۸۵۰ به انتخاب سال پایه حساس است. بلی اگر سال پایه را مثلا ۱۳۵۶ انتخاب کنیم به این نتیجه تناقضآمیز میرسیم. ولی اگر مثلا سال پایه را سال ۱۳۸۰ انتخاب کنیم، به عددی نزدیک «ده هزار تومان» برای قیمت دلار میرسیم که خیلی به نرخ تعادلی این روزها نزدیکتر است. با توجه به توضیحاتی که در مورد تغییر «سرانه حقیقی پترودلار» داده شد، احتمالا سال ۱۳۸۰ شباهت خیلی بیشتری به وضعیت امروز درآمد نفتی ما خواهد داشت تا سال ۱۳۵۶ و در نتیجه انتخاب بهتری برای سال پایه است.
۳) از سال ۱۳۵۶ به این طرف، قدرت خرید هر بشکه نفت برای کالاهای مختلف در جهتهای متفاوتی حرکت کرده است: از یک طرف، قدرت خرید کالاهای فناوری محور مثل یخچال و لوازم خانگی و احتمالا لباس خیلی بیشتر شده است که دلیلش کاهش قیمت نسبی این کالاها است. از طرف دیگر، قدرت خرید یک بشکه نفت برای خدمات و کالاهای غیرقابل مبادله در کشورهای توسعه به شدت پاییین رفته است. مثلا اگر روند هزینه اجاره منزل یا شهریه دانشگاه یا امثال در کشورهای غربی را با امروز مقایسه کنیم، میبینیم که قدرت خرید صادرات یک بشکه نفت در آن زمان برای این کالاها خیلی بیشتر بوده است. پس نه تنها سرانه پترودلار ما در این سالها تقریبا یک چهارم شده است، بلکه قدرت خرید یک «دلار نفتی» برای کالاهای مختلف هم تغییر جدی داشته است. چنین تغییری در قدرت خرید عمدتا در دهه هشتاد میلادی اتفاق افتاد ولی مثلا در ده سال گذشته چندان جدی نبوده است. این هم دلیل دیگری است که سال پایه ۱۳۵۶ را در نظر نگیریم.
@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi