در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
از نویسنده مهمان: حقوق پزشکان در ایران و آمریکا.. مقدمه
از نویسنده مهمان: حقوق پزشکان در ایران و آمریکا
حسین جوشقانی٬ دانشجوی دکترای اقتصاد٬ دانشگاه شیکاگو
مقدمه
بحث فیش های حقوقی برخی مدیران دولتی و پزشکان این روزها بسیار داغ شده است. صرف نظر از این که این بحث بسیار مفید و آموزنده برای جامعه خواهد بود چیزی که این روزها بسیار آزار دهنده است حجم وسیع آمار و اطلاعات عجیب و غربیی است که معمولاً بدون سند ارائه می شوند و متاسفانه خیلی هم سریع بازپخش می شوند. به عنوان مثال در مقاله ای که توسط سایت الف بازنشر شده، ادعا شده است که متوسط درآمد ماهانه پزشکان در آلمان تنها بین 4 هزار تا 7 هزار یورو است. و نتیجه گیری شده است که چون تولید ناخالص داخلی آلمان حدود 15 برابر درآمد سرانه ی ایران است، بنابراین پزشکان ایرانی به نسبت بسیار بیشتر از پزشکان آلمانی حقوق در یافت می کنند.
در این نوشته کوتاه بدون انجام هر گونه داوری و یا ارزش گذاری تنها سعی می کنم اطلاعات دقیق تری ارانه کرده و نکات ظریفی برای استفاده ی بهتر از داده های زیادی که در اطراف وجود دارد بیان کنم. خلاصه کلام این است که باید حواسمان جمع باشد که اگر چه آمار و اطلاعات ابزار بسیار مفید هستند ولی استفاده ی غلط از آن ها می تواند به نتیجه گیری های غلط هم منجر شود. نکته آخر اینکه متاسفانه دسترسی به داده های درآمد پزشکان آلمانی ندارم. در عوض درآمد پزشکان آمریکا را بررسی کرده ام.
منبع آمار
اولین نکته در استفاده از آمار توجه به منبع ارائه کننده ی آمار است. خوانندگان باید از نویسندگان بخواهند که آمار بدون منبع ارائه نکنند. به عنوان مثال در مقاله فوق اشاره شده است که تولید ناخالص داخلی آلمان حدود 4 هزار میلیار دلار است که حدود 15 برابر تولید ناخالص داخلی ایران است. درحالی که طبق آمار بانک جهانی در سال 2014 درآمد ناخالص داخلی آلمان و ایران به ترتیب 3868 و 425.3 میلیارد دلار بوده. بنابراین در سال 2014 تولید آلمان تنها حدود 9 برابر تولید ایران بوده است و نه 15 برابر.
مقایسه سیب با پرتقال؟!
اولین نکته ی بدیهی در مقایسه دو پدیده این است که آن دو باید از یک جنس باشند. شما نمی توانید رنگ، مزه و یا آبدار بودن سیب را با یک پرتقال مقایسه کنید. همین طور است مقایسه درآمد ماهانه با درآمد سالانه! و یا درآمد پزشک عمومی با پزشک متخصص و یا فوق تخصص. اگرچه این شرط بسیار ساده و بدیهی به نظر می رسد، متاسفانه بسیاری از اخبار و نوشته ها همین اصل ساده را رعایت نمی کنند. اگر نویسنده ها سهواً و یا عمداً مقایسه های غلط انجام می دهند، خواننده باید هشیار باشد.
اگر متن انگلیسی مطلب فوق در سایت الف را با دقت بخوانید متوجه می شوید که درآمد مورد اشاره مربوط به پزشکان عمومی است که هنوز تخصص نگرفته اند. در جای دیگری از متن هم به این نکته اشاره ای نشده است. ولی اگر کامنت ها را بخوانید متوجه می شوید که اکثر خوانندگان سایت برداشتشان این بوده است که درآمد 4 هزار یورویی مربوط به متخصصان آلمانی است. مقاله فوق سهواً یا عمداً ذهن خواننده را به این سمت هدایت کرده است.
مثال دیگر از مقایسه های "سیب با پرتقال"، مقایسه متوسط درآمد با درآمد سوپراستارهاست. فرض کنید که می خواهیم درآمد فوتبالیست های اسپانیا با بسکتبالیست های آمریکا را مقایسه کنیم. آیا مقایسه درآمد مسی (39 میلیون دلار) و رونالدو (19 میلیون دلار) با درآمد بسکتبالیست های معمولی (4.9 میلیون دلار) در NBA مقایسه ی درستی است؟ مسلماً سوپراستارهایی مانند مسی درآمد بیشتری از یک بازیکن معمولی در بسکتبال دارند. برای مقایسه ی دقیق تر نه تنها نیاز به مقایسه درآمد مسی و رونالدو با کوبی برایان (27.8 میلیون دلار) و لبران جیمز(17.6 میلیون دلار) دارید بلکه باید متوسط دریافتی در لیگ اسپانیا (2 میلیون دلار) را با متوسط دریافتی (4.9 میلیون دلار) در NBA مقایسه کنید. مقایسه ی درآمد متوسط پزشکان عمومی خارجی با درآمد عده معدودی پزشک متخصص داخلی از جنس مقایسه ی درآمد مسی با درآمد بسکتبالیست معمولی در دسته ی دوم و سوم NBA و یا همان مقایسه "سیب با پرتقال" است. بنابراین مقایسه درست تر، مقایسه درآمد متخصصین پردرآمد داخلی با پزشکان متخصص پردرآمد خارجی است.
نمونه برداری های خراب!
فرض کنید می خواهید قد دانش آموزان دو مدرسه را مقایسه کنید ولی فرصت ندارید که قد تمام دانش آموزان دو مدرسه را اندازه گیری کنید. ناچارهستید که از هر مدرسه یک نمونه انتخاب کنید و این دو نمونه را مقایسه کنید. برای نمونه گیری به مدرسه اول مراجعه می کنید و موفق می شوید تنها از پیش دبستانی چند دانش آموز انتخاب کنید. در مدرسه دوم فقط دانش آموزان پیش دانشگاهی در مدرسه حاظراند. آیا این دو نمونه برداری به شما کمکی در مقایسه قد دانش آموزان این دو مدرسه می کند؟