در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
مجسمههای یادبود قحطی بزرگ ایرلند (یا قحطی سیبزمینی) که یک میلیون از هشت میلیون جمعیت این کشور را در سالهای حدود ۱۸۵۰ کشت و اثرا
مجسمههای یادبود قحطی بزرگ ایرلند (یا قحطی سیبزمینی) که یک میلیون از هشت میلیون جمعیت این کشور را در سالهای حدود ۱۸۵۰ کشت و اثرات ماندگار و عمیق اجتماعی و سیاسی در این کشور و حتی کشورهای دیگر به جا گذاشت. چون قحطی باعث موجی از مهاجرت هم شد، جمعیت ایرلند هنوز بعد از ۱۶۰ سال به جمعیت قبل از قحطی نرسیده است. ارزش غذایی سیبزمینی چند برابر ارزش غذایی جو و گندم به عمل آمده از همان میزان زمین است و در نتیجه این محصول را به عنوان یکی از عوامل «رفع خطر قحطی» در نقاط دیگری از دنیا (از جمله ایران) میدانند. ضمن اینکه در مقالات مهمی در اقتصاد توسعه چگالی غذایی بالاتر سیبزمینی عامل مهمی برای رشد شهر نشینی و گسترش شهرهای بزرگ در قرن ۱۷ و ۱۸ پیشنهاد شده است. ولی خصوصیات مثبت سیبزمینی در جایی از تاریخ هم بلای جان ایرلندیها شد. اقتصاد كشاورزي و غذايي ایرلند (خصوصا براي طبقات فاقد مالكيت زمين) طی چند دهه اول قرن ۱۹ کاملا حول سیبزمینی شکل گرفته بود و واردات غلات دیگر (از جمله ذرت) به این کشور هم توسط سیاستهای استعماری دولت انگلستان محدود شده بود. ماجرای قحطی ایرلند یکی از مهمترین موردکاویهای تاریخی امنیت غذایی است که در آن «تکمحصولی» شدن٬ گرچه در سالهای خوب بهرهوری را بالا میبرد ولی به همان نسبت شکنندگی (یا چیزی که امروزه ریسک سیستمی میگوییم) هم ایجاد میکند. وقتی در سال ۱۸۴۵ آب و هوای جزیره برای چند هفته مرطوب شد، قارچی به محصولات سیبزمینی زیرزمین و محصولات برداشت شده حمله کرد و ظرف چند روز تقریبا تمام محصول کشور را نابود کرد. آلودگی قارچی چند سال طول کشید و منجر به یک فاجعه انسانی تمام عيار شد.