نجات «بازار آزاد» از دست «بازارگرایان افراطی»

نجات «بازار آزاد» از دست «بازارگرایان افراطی»

راجان و زینگالس، دو استاد معروف اقتصاد مالی شیکاگو کتابی با عنوان «نجات سرمایه‌داری از دست سرمایه‌داران» دارند. حال حکایت ما با برخی «بنیادگرایان بازار» در ایران هم که به شیوه کمابیش قرن نوزدهمی از بازار آزاد نه به عنوان نهادی مهم در کنار سایر نهادهای اساسی جامعه مدرن بشری، بل‌که به مثابه یک هدف غایی و به عنوان مظهر تجلی همه خوبی‌ها دفاع می‌کنند، از این جنس است. یک نتیجه اصرار بر این نوع دفاع‌های بد، ساده‌سازی‌شده و اتوپیایی از بازار آزاد هم، نوشته‌های افراطی از سمت دیگر ماجرا است که یکی از آن‌ها این روزها منتشر شده و سر فرصت نقدش خواهیم کرد و انگیزه انتشار این یادداشت قدیمی در این‌جا شد. دفاع بد از بازار آزاد عملا مترسکی ایجاد کرده است که به راحتی قابل شکست‌دادن توسط مخالفان است.

در بحث دسته‌بندی‌های «جوامع» بازار آزاد (و نه مفهوم منتزع بازار آزاد) از دست‌راستی و رادیکال‌ترین طیف آن با عنوان جامعه‌ای مبتنی بر «بازار آزاد وحشی» اسم بردیم تا بتوانیم در «تضاد» با آن بقیه طیف‌های امروزی‌تر و پخته‌تر را توضیح بدهیم. در اروپا و آمریکا جریان‌های اقلیت ولی قدرت‌مند معتقد به چنین نسخه‌ عجیب از بازار آزاد را دیده‌ایم. ولی حدسم این بود که حتی افراطی‌ترین بازارگرایان ایرانی هم در ذهن‌شان فاصله انتقادی خود را با این وضعیت رادیکال تعریف کنند و از نقد یک جامعه آخرزمانی مبتنی بر بازار آزاد صرف استقبال کنند تا در سایه نقد آن بتوان از شکل انسانی و امروزی جوامع برخوردار از بازار آزاد (که قاعدتا باید هدف بسیاری از ما باشد) دفاع کرد. ولی متاسفانه حدس اول اشتباه بود!

ظاهرا عده اندکی از اطلاق صفت «وحشی» به موقعیت فرضی که در آن «قاعده بازار» همه شوون انسانی یک جامعه (از علم و هنر و سیاست و بهداشت و الخ) را دربر گرفته باشد سخت ناراحت و برآشفته شده‌اند. متاسفانه این یادداشت برای کسانی که عمده درک‌شان از اقتصاد مدرن صرفا یک روی‌کرد هایکی به بازار آزاد است - که البته در جای خود حاوی شهودهای مهم و عمیقی است -سوء‌تفاهم و ترومایی ایجاد کرده که هنوز هم رفع نشده است. در نتیجه چند مقاله‌ پر از مغلطه و متاسفانه با مضامین تکراری و خسته‌کننده در حمله به آن یادداشت نوشته‌‌اند. یکی از مغلطه‌هایی که این نوشته‌ها دارند، به آسمان بردن بازار آزاد و تبدیل آن به سمبل همه خوبی‌ها است. در حالی که هر کسی که اندکی در مورد تاریخ جوامع موفق مبتنی بر بازار آزاد بداند، نقش متقدم نهادها و عناصر بنیادینی مثل اعمال برابر قانون ، دموکراسی و نهادهای مدنی دراین جوامع را خواهد ستود و نمی‌تواند موفقیت این جوامع را صرفا به وجود بازار آزاد نسبت دهد و بازار آزاد را بر آن نهادها برتری دهد. مغلطه دیگر این نوشته‌ها، دادن نسبت‌هایی مثل «رانت‌خوار» و امثال آن به مخالفان یا منتقدان بازار آزاد است که نه تنها غیراخلاقی و تاسف‌برانگیز (و ضمنا ناشیانه) است، بل‌که نشان از افق محدود و ناآشنایی با طیف وسیع و متنوع از جریانات منتقد یا مخالف بازار آزاد در دنیای امروز است. حول این موضع دگم‌اندیشانه‌ و انحصارطلبانه‌‌ای است که راه ما از چنین افرادی کاملا جدا می‌‌شود.

حتی در صورت توافق برای وجود یک بازار آزاد قانون‌مند هم می‌دانیم که گاه علاقه‌مند به دست‌یابی به نتایجی در تخصیص یا بازتوزیع منابع هستیم که خروجی رقابتی بازار به آن نقطه دست پیدا نمی‌کند. مادر تنهایی را متصور شویم که خروجی رقابتی دست‌مزد در بازار کار و قیمت بازار مهدکودک تقریبا هیچ گزینه انسانی پیش پای زندگی او نمی‌گذارد. در این نوع شرایط با صرف وجود بازار آزاد (ولو تماما قانون‌مند) جامعه به وضعیت مطلوب خود نمی‌رسد و باید نهادهایی یا مقرراتی گاه ورای میل بازار آزاد رقابتی (مثلا برای تضمین حداقل دست‌مزد یا برای یارانه دادن به تحصیل در برخی رشته‌ها) تعبیه شوند تا جامعه از ان وضعیت غیرایده‌آل و وحشی اولیه دور شود. این جا هم راه ما از بنیادگرایان افراطی بازار جدا می‌شود.

@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشته‌های حامد قدوسی