در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
یادداشتهای شخصی از همایش مدیریت
یادداشتهای شخصی از همایش مدیریت
بیش از ۱۰ سال است که سعی میکنم سفر زمستانیام به ایران را مقارن با کنفرانس بینالمللی مدیریت کنم و صحبتی در همایش داشته باشم. هر چند لزوما به حوزه تخصصی خودم مربوط نیست ولی فرصت کمنظیری است برای دیدار انبوهی از دوستان و همکاران قدیم و جدید و استفاده از نظرات و بینشها و مشورتهای آنان.
۱) به همت دکتر مسعود طالبیان پنلی در مورد «جایزه نوبل ۲۰۱۶ و نظامهای پرداخت» برگزار شد که خود مسعود و من و مهندس دیانی (متخصص حقوق و دستمزد) صحبت کردیم. خودم هم از صحبتهای دو سخنران دیگر و هم سوالات و نقدهای شرکتکنندگان بسیار آموختم. دوستان اقتصادی ما خیلی در این همایش شرکت نمیکنند ولی مثلا در همین پنل بعد از اینکه من خلاصهای از نتایج کار هولمستروم را ارائه کردم یکی از حاضرین - که متخصص مسایل انگیزشی بود - با دقت زیادی چند مورد سوال/نقد در مورد فروض، چارچوب و نتایج مدل ها مطرح کرد که شاید در یک جمع صرفا اقتصاددان هرگز مطرح نمیشد و برای خود من خیلی آموزنده و الهامبخش بود.
۲) دو روز است که حدود ۳۰ دقیقه نسبت به زمانی که گوگلمپ برای رسیدنم به مرکز همایشهای میلاد تخمین میزند عقب هستم. دیروز فرجهای داشتم ولی امروز به جلسه سخنرانی خودم هم دیر رسیدم و شرمنده حضار شدم. مشکلم از در نظر نگرفتن ترافیک نبود٬ چون اتفاقا تخمین گوگل برای زمان خیلی دقیق است. هر دو روز دقیقا طبقه تخمین «پای برج میلاد» بودم ولی حدود ۲۰-۳۰ دقیقه اضافهتر وقت صرف کردم که وارد برج شوم. خلاصه کنم که «شهود» من برای ورود به برج از مسیر شیخ فضلالله جنوب در روز اول و ورود از مسیر همت شرق در روز دوم (که ناشی از یادگیری از خطای روز اول بود) هر دو غلط بود. به نظرم دسترسی برج نمونهای از طراحی غیرشهودی مسیرها است که باعث میشود کسی که دقیقا مسیر خاص ورودی از حکیم یا کنارگذرهای بدون دسترسی از مسیر اصلی را نمیشناسد اشتباه کند و به حجم ترافیک هم اضافه کند.
۳) دیروز از نزدیک شاهد بودم که مسوولین برگزاری همایش، سخنرانان دیگر و شرکتکنندگان چه طور از عدم توجه برخی سخنرانان (عمدتا مدیران نیمهدولتی) به زمان تعیینشده دچار زحمت و استرس میشوند. متاسفانه سخنرانی که به زمان تعیین شده اعتنا نمیکند و مثلا در سخنرانی ۲۵ دقیقهای اصرار دارد که ۵۰ دقیقه صحبت کند به این نکته بدیهی دقت نمیکند که هم وقت سایر سخنرانان را غصب میکند، هم باعث طولانی شدن جلسه و خسته شدن مخاطب میشود و هم باعث میشود برنامه شرکتکنندگانی که برای شنیدن صحبتهای یک سخنران خاص در داخل یک جلسه برنامهریزی کردهاند و سر ساعت خاص به سالن میآیند به هم بریزد. پیش آمده است که من در همایشهایی مدیر جلسه بودهام و یک نفر از سخنرانان به علتی غیبت کرده است. با این وجود سعی میکنیم آن بخش را خالی نگه داریم تا برنامه کسانی که صرفا برای شنیدن ارائه بعدی و حرکت بین جلسات برنامهریزی کردهاند به هم نریزد.
۴) سالها است که معضل نبود «چای و قهوه» بعد از ناهار را در همایشهای مختلف میبینم. دیروز حتی در اتاق VIP همایش هم بعد از ناهار چای و قهوهای موجود نبود. غذاهای همایشها هم که چرب و پرحجم و خوابآور است و نبود چای/قهوه باعث میشود تا بهرهوری سخنرانیهای بعد از ظهر به شدت پایین بیاید. این مشاهده را به یک مثال یا متافر مدیریتی تبدیل کردهام که گاه نبود یا عدم توجه به عرضه یک لیوان چای ۱۰۰۰ تومانی میتواند بهرهوری یک جلسه از همایشی که برای هر نفر به طور متوسط صدها هزار تومان هزینه شده است را به طور قابل ملاحظهای پایین بیاورد.
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی