تحلیل انتقادی «اشتغال از طریق پتروشیمی»: بخش دوم.. در حالی‌که می‌دانیم این عدد تا چه حد نادرست است

تحلیل انتقادی «اشتغال از طریق پتروشیمی»: بخش دوم.. در حالی‌که می‌دانیم این عدد تا چه حد نادرست است

تحلیل انتقادی «اشتغال از طریق پتروشیمی»: بخش دوم

اگر عبارت «سالیانه ۱۵۰ هزار نخبه از کشور خارج می‌شوند» را گوگل کنید با هزاران هزار خبر و گزارش و مصاحبه مسوولان و الخ مواجه می‌شوید که به این عدد استناد می‌کنند. در حالی‌که می‌دانیم این عدد تا چه حد نادرست است. ریشه قضیه کجا است؟ ماجرا از آن‌جا ناشی می‌شود که یک بار انجمن دانش‌جویان ایرانی MIT گزارشی در مورد فرار مغزها تهیه کرده بود و خبرنگاری به شکل غیرمسوولانه و با درک نادرست از اعداد آن گزارش (خلط کل متخصصان ایرانی خارج از کشور با خروج سالیانه) این خبر غلط را منتشر کرد و چون تیترش هم جذاب بود فراگیر شد. در طی این سال‌ها هم هر قدر که نویسندگان گزارش اصلی توضیح داده‌اند که این عدد به کل اشتباه است، کسی گوش نداده و همان عدد ۱۵۰ هزار مبنا شده است.

حال در مورد ماجرای اشتغال از طریق پتروشیمی هم با قضیه مشابهی مواجه هستیم. تقریبا هر خبر و گزارش دولتی و غیردولتی در مورد سطح اشتغال در پتروشیمی را که دنبال کنید همه‌جا نهایتا به گزارشی می‌رسید که مهندس رضا محتشمی‌پور مدیر وقت صنایع پایین‌دست پتروشیمی در سال ۱۳۸۷ تهیه کرده است و این عدد «دویست هزار» در آن ذکر شده است. متاسفانه این عدد بدون نقد و بررسی و سنجش پیشینه موضوع، از آن گزارش به گزارش‌های مجلس و دولت و نهایتا اتحادیه‌های تولیدکنندگان و دست آخر کمپین‌های انتخاباتی نامزدها راه پیدا کرده است. به زبان علما، این عدد هر چند در ماه‌های اخیر متواتر شده است ولی وقتی واکاوی می‌کنیم می‌بینیم منبع اصلی خبر متواتر نیست و واحد است.

جالب است که خود نویسنده گزارش اصلی سال ۱۳۸۷ (آقای محتشمی‌پور) این چند روز مصاحبه کرده و گفته که اولا در کشور جای توسعه ظرفیت پایین‌دست نداریم و پایین‌دست ما رقابتی نیست. ثانیا توضیح داده که با تغییرات فناوری و کم شدن نیاز به نیروی کار، امروز «متوسط» اشتغال‌زایی کل زنجیره پتروشیمی به جای ۲۰۰ هزار نفر فقط ۱۶ هزار نفر است. لینک دو خبر در زیر آمده است.

goo.gl/EkWs64
goo.gl/2AbEr3

حدس ما این است که کمپین‌های انتخاباتی ابتدا از دیدن آن عدد ۲۰۰ هزار هیجان‌زده شده‌اند و پیش خود گفته‌اند که رفع بیکاری که کاری ندارد، هشت میلیون تن دیگر به ظرفیت پتروشیمی اضافه می‌کنیم و معضل بی‌کاری را یک جا حل می‌کنیم! غافل از این نکته کلیدی ‌که آن عدد دویست هزار (فعلا فرض را بر درستی آن بگیریم) در بخش بالادست - که با دستور دولت و یک قرارداد توسعه شکل می‌گیرد - ایجاد نمی‌شود. برای تحقق آن دویست هزار نفر اشتغال مفروض، باید ظرفیت پایین دستی توسط صدها و هزاران شرکت خصوصی کوچک و متوسط (خصوصا در بخش پلیمری) شکل بگیرد که مجبور است از قواعد رقابت‌پذیری و صادرات محصولات نهایی در بازار بین‌المللی تبعیت ‌کند و تابع دستور دولت نیست.

ببینیم واقعیت چیست: در واقعیت ظرفیت بالادست «بیش از ۶۰ میلیون تن» است و به صد میلیون تن هم خواهد رسید. ولی تولید واقعی پایین‌دست پلیمری کشور - علی‌رغم مجوز صادرشده یا سرمایه‌گذاری‌های نیمه تمام برای ۱۶ میلیون تن - از «سه میلیون تن» فراتر نرفته است. پیش‌تر هم گفتیم که خلق ظرفیت در بالادست و میان دست (که اشتغال‌زایی چندانی ندارد) به نسبت ساده‌تر است و می‌تواند با اراده دولت شکل بگیرد (که همین طور هم بوده) ولی کمکی به رفع بیکاری نمی‌کند.

اصل اشتغال پتروشیمی قرار است از پایین‌دست بیاید. ولی هر کس که اندکی با مدیریت مباحث صنعتی آشنا باشد می‌داند که وقتی با وجود این همه حمایت‌ها و برنامه‌ریزی‌ها کل ظرفیت عملیاتی فعال شده در طول تاریخ کشور ۳ میلیون تن است، افزودن هر «میلیون تن» به تولید پایین دست پلیمری چه قدر پیچیده است. این کار مستلزم اقدامات متعددی مثل انتقال فناوری، جذب سرمایه، تقویت دست‌رسی به بازارهای خارجی، گسترش ظرفیت خوراک و امثال آن است. واقع‌بین اگر باشیم، ان‌شاا... با به‌بود وضعیت سیاست‌های اقتصادی، تقویت بازار سرمایه، و نیز دست رسی به‌تر صنایع کشور به بازارهای صادراتی می‌توانیم شاهد این باشیم که چند میلیون تن دیگر به ظرفیت پایین‌دست اضافه شده و چند ده هزار نفر هم شغل از قبل آن ایجاد شود. ولی این عدد از آن چند میلیون شغل وعده داده شده خیلی دور است.


@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشته‌های حامد قدوسی