مذاکره برجام و تحریم‌های اولیه

مذاکره برجام و تحریم‌های اولیه

همان ساعتی که متن برجام منتشر شد خیلی‌ها دنبال یک سوال اساسی بودند: «تحریم‌های اولیه آمریکا چه خواهند شد؟». متاسفانه یک پانوشت (Footnote) ریز در یکی از صفحات میانی متن برجام آب سردی بر انتظارات ما ریخت. آن پانوشت کوچک می‌گفت که این متن شامل رفع تحریم‌های اولیه نیست.

دلیل این که چرا آن پانوشت مجبور شده بود در سند برجام بیاید را اهل سیاست می‌دانند و امثال ما از جریان مذاکرات خبر ندارند. ولی حدس شخصی من این است که یکی از این سه دلیل (یا ترکیبی از آن‌ها) توضیح محتمل است: ۱) تیم ایرانی واقعا به اهمیت این موضوع واقف نبود و تمرکزش روی رفع تحریم‌های بین‌المللی و برقراری مجدد روابط اقتصادی با اتحادیه اروپا و الخ بود. ۲) مذاکرات آن قدر به مویی بند بود و در روزهای آخر مرتبا به بن بست و شکست روی موضوعات مختلف می‌کشید که دیگر جایی و رمقی برای مذاکره روی این موضوع هم نبود و علی‌الرغم تمایل طرف ایرانی امکانی برای مذاکره در مورد آن‌ها نبود. ۳) آمریکایی‌ها دوز و کلک زدند و گفتند این یک مورد دست خودمان است، یک پانوشت می‌گذاریم و به زودی با یک فرمان رییس جمهوری یا طرح کنگره آن را هم رفع می‌کنیم ولی نکردند. (در حالی‌که در فضای سیاسی آمریکا و فشارهایی که روی اوباما بود ابتکار عمل برای این کار تقریبا غیر ممکن به نظر می‌رسید.)

متاسفانه گذشت زمان نشان داد که آن یک پانوشت با فونت ریز اصل منافع برجام را تحت الشعاع قرار داد. تحریم‌های اولیه آمریکا - که بیش‌تر میراث دولت کلینتون بود - می‌گفت هیچ موجودیت (Entity) آمریکایی حق هیچ نوع مبادله اقتصادی با ایران را ندارد مگر این که به صورت موردی مجوز اوفک بگیرد. در نگاه اول می‌شد گفت خب این که مشکلی نیست! در دنیای متنوع امروزی دور شرکت‌های آمریکایی را خط می‌کشیم و با موسسات بقیه کشورها مبادله اقتصادی برقرار می‌کنیم. بدا به حال آمریکایی‌ها که بازار بزرگ و جذاب ایران را از دست می‌دهند! ولی واقعیت پیچیده‌تر از این بود: در دنیای جهانی‌سازی شده و فراملیتی امروز، کم‌تر شرکتی را می‌شد پیدا کرد که یک جای آن در داخل یا خارج شرکت به یک موجودیت آمریکایی متصل نباشد. شاید اولین مثالی که در جریان آن همه اهمیت این پانوشت را فهمیدند قصه فروش هواپیماهای ایرباس بود که با این که خود شرکت اروپایی بود ولی بخشی از قطعات و نیز جریان تامین مالی و انتقال پول و الخ نهایتا با نهادهای آمریکایی سر و کار داشت و به همین مشکل بر می‌خورد.

به خاطر ریسک‌های ناشی از باقی ماندن تحریم‌های اولیه و احتمالا برخورد با آن‌ها در فرآیند یک رابطه اقتصادی، خیلی موسسات بزرگ و معتبر اروپایی و بین‌المللی ترجیح دادند که قید همکاری با ایران را بزنند و یا خیلی محتاط رفتار کنند. در نتیجه گزینه‌های کشور ما محدود به یک سری موسسات درجه دو و محلی می‌شود، مگر این‌که برای هر معامله مهم به دنبال مجوز موردی خزانه‌داری آمریکا باشند و یا با فرآیندهای پیچیده‌ای کل عوامل آمریکایی آن شرکت را از طرف ایرانی منفک کنند. مثلا اگر یک بانک سرمایه‌گذاری یا یک شرکت مشاوره بین‌المللی می‌خواهد با یک طرف ایرانی کار کند باید اقداماتی را انجام دهد که مطمئن شود هیچ جایی از این همکاری به یک عضو آمریکایی زیرمجموعه آن شرکت بین‌الملل مربوط نخواهد شد. به هر حال این‌ ترفندها هیچ کدام شباهتی به یک مبادله اقتصادی سالم و پویا و پایدار و بلندمدت و آن هم برای اقتصادی در اندازه و پیچیدگی و بلندپروازی اقتصاد ایران ندارد. طبعا دشمنان منطقه‌ای ایران هم از باقی ماندن این محدودیت‌ها و ابهام‌ها خوش‌حال هستند.

حال که بحث مذاکره مجدد برای برجام از طرف آمریکایی باز شده است، طرف ایرانی هم باید از دو سال گذشته درس بگیرد و با توپ پر در این زمینه به میدان بیاید. پیش شرط طرف ایرانی باید مذاکره روی رفع اصل تحریم‌های اولیه باشد و اطمینان از این موضوع که این تحریم‌ها قرار نیست مثل شمشیر داموکلس تا ابد بالای سر اقتصاد ایران باشد. ما نمی‌دانیم که آیا واقعا اتفاقات هفته گذشته بلوف بود یا نه و آیا چنین مذاکره و بازبینی اتفاق خواهد افتاد یا نه ولی اگر کار به آن‌جا رسید باید تهدید سیاست‌های ترامپ را به فرصتی برای گشایش بیش‌تر در اقتصاد ایران تبدیل کرد.

@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi