در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
«آمایش سرزمین به عنوان نوشداروی کشاورزی»
«آمایش سرزمین به عنوان نوشداروی کشاورزی»
بعضی کلمات در ایران کارکرد جادویی دارند و تقریبا در هر بحثی میتوانند به عنوان مهمترین راهحل پیشنهاد شوند. «آمایش سرزمین» هم از آن دسته است که از بیکاری تا بحران آب و محیط زیست همیشه راهگشا است. معمولا هم کسی حوصله مخالفت با آن را ندارد چون با این پاسخ مواجه میشود که «پس یعنی شما با برنامهریزی مخالفید؟»
به نظر میرسد عبارت «آمایش سرزمین» معادل انگلیسی روشنی ندارد. البته در بحثهای برنامهریزی شهری و منطقهای مفاهیم نزدیک به آن وجود دارند ولی این عبارت بیشتر از تفکر برنامهریزی مرکزی خصوصا فرانسوی به نظام برنامهریزی ایران رسیده است و حدود پنج دهه است که نقش مسلط خود را حفظ کرده است.
آمایش سرزمین احتمالا در برنامهریزی توزیع جمعیت و خصوصا ساختار فضایی و شهری و تعادل محیطزیستی کاربرد دارد، ولی وقتی به کاربرد آن در کشاورزی میرسیم درک آن برای من مشکل است. به طور خلاصه طرفداران آمایش سرزمین در کشاورزی مدعی هستند که با «تبیین الگوی بهینه کشت» در هر منطقه میتوان بازده کشاورزی را بالاتر برده و از «مصرف بیرویه منابع آب» هم جلوگیری کرد.
سوال این است که معدود کارشناسان و طراحان این طرح آمایش سرزمین (که البته چهل است هنوز انجام نشده است) دقیقا چهگونه قادر به تشخیص مزیتهایی خواهند بود که کشاورزانی که نسل اندر نسل در حال کار روی زمین خود هستند و نیز کارشناسان کشاورزی منطقه در طول زمان به آنها دست پیدا نکردهاند؟ گیریم که این طرح در روی کاغذ تصمیم بگیرد که در مناطقی که با بحران آب مواجه هستند الگوی کشت را به سمت محصولات کمآببرتر ببرد. این تصمیم دقیقا چهگونه اجرایی خواهد شد؟ و اگر کشاورزان از طرح آمایش سرزمین پیروی نکردند و محصولات پرآب کشت کردند چه مجازاتی در انتظار آنان است؟
در مطالب بعدی در مورد «رویکرد بازار محور به توسعه کشاورزی» به تفصیل صحبت خواهیم کرد. ولی فعلا به طور خلاصه بگوییم که یک نگاه جایگزین این است که به جای تلاش برای تصمیمگیری بوروکراتیک به جای هزاران هزار کشاورز، دولت بهتر است در نقش حاکمیتی خود مکانیسمهای محدود کردن برداشت از منابع آب سطح و زیزمینی هر منطقه را بر اساس معیار پایداری عملیاتی کند و بعد اجازه دهد خود کشاورزان تصمیم بگیرند که با این میزان آب تخصیص داده شده در هر حوضه، چه قدر سطح زیر کشت داشته باشند، چه محصولاتی را بکارند و از چه فناوری آبیاری استفاده کنند.
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی