سه نسخه از بازار آزاد.. به نظرم حداقل سه نسخه از بازار آزاد را می‌شود از هم تفکیک کرد

سه نسخه از بازار آزاد

فرق «بازار آزاد وحشی» (مدلی که مثلا برخی دست‌راستی‌های افراطی آمریکایی به آن تمایل دارند) با «بازار آزاد کنترل‌شده» که مثلا در کشورهای اسکاندیناوی می‌بینیم کجا است؟ به نظرم حداقل سه نسخه از بازار آزاد را می‌شود از هم تفکیک کرد. اول از شباهت‌ها شروع کنیم که نقطه اشتراک هر سه روی‌کرد این است که قابلیت کلی نظام بازار در دو امر مهم «تنظیم درست انگیزه‌های فردی» و «تجمیع اطلاعات غیرمتمرکز» را به رسمیت می‌شناسند. ولی در مورد حد و حدود این موضوع با هم اختلاف دارند.

۱) نسخه ایدئولوژیک (یا لیبرتارین) که بازار را امری مطلق و در حد یک ارزش می‌داند، اصولا قایل به شکست آن در هیچ موردی نیست، راه حل همه مشکلات را در ازادسازی و سپردن به بازار می‌داند و تقریبا قایل به هیچ نوع مقررات‌گذاری نیست. ممکن است چنین نگاهی فضایی و تخیلی به نظر برسد ولی افراد با نفوذی وجود دارند که ضمنی یا صریح از این نسخه دفاع می‌کنند.

۲) نسخه عمل‌گرا (یا کتاب‌درسی) که قایل به وجود شکست‌های موردی در بازار است و لذا دخالت دولت در اموری مثل مقررات‌گذاری محیط‌زیست یا شکل‌دهی به بازار بهداشت و بیمه و حفظ ثبات نظام بانکی و امثال آن را در راستای «ارتقای کارایی» لازم و موجه می‌داند ولی این مداخله‌ها را حداقلی و با احتیاط توصیه می‌کند.

۳) نسخه تعدیل‌شده که معتقد است بازار را صرفا به خاطر «شکست در تخصیص بهینه» نیست که باید کنترل کرد٬ بل‌که مجوز برای مداخله‌های موردی دیگر هم وجود دارد. این کنترل‌ها و مداخله‌ها می‌توانند حداقل به دو دلیل کلیدی باشند:
۳-۱) تنفربرانگیز بودن (Repugnancy) سپردن برخی امور اساسی جامعه انسانی (مثل خدمت وظیفه عمومی٬ زندان‌ها٬ هنر، اهدای اعضای بدن، حتی سیاست و الخ) به بازار. در این موارد باید پای بازار را از قاعده حاکم بر تخصیص منابع بیرون کشید و حتی به قیمت تحمل برخی «ناکارایی‌ها» اجازه نداد که منطق اقتصادی بر این نوع امور انسانی حاکم باشد.
۳-۲) قاعده عدالت برای جاماندگان از مسابقه: به دلایل مختلف (مثل توانایی ذهنی و جسمی و روحی٬ پیشینه خانواده٬ شبکه اجتماعی و الخ) افراد با شرایط اولیه برابر وارد مسابقه بازار آزاد نمی‌شوند یا حتی ممکن است در میانه مسابقه ناگهان گرفتار چنین شرایطی شوند. این‌جا است که به قیمت پذیرفتن برخی «ناکارایی‌ها» و حتی «رانت‌جویی‌ها» و «سواری مجانی» باید خشونت عینی و ذهنی ناشی از احتمال افتادن در آن تله را برای همه افراد جامعه به حداقل رساند.

همانند هر طبقه‌بندی دیگری٬ این سه‌گانه احتمالا نادقیق است و گزینه‌های محتمل دیگری در بین این طیف از قلم می‌اندازد ولی تصور می‌کنم درصد خوبی از فضای حالت فعلی جوامع مبتنی بر بازار آزاد را پوشش می‌دهد. البته یک صورت‌بندی دیگر می‌تواند حول این باشد که آیا قاعده بازار آزاد را صرفا در تخصیص منابع تولید حاکم می‌دانید یا در همه شئون. تحلیل این زاویه موضوع نوشته دیگری می‌طلبد.

در بیست سال گذشته مدافعان اقتصاد آزاد در ایران در مصاف با دولتی‌گرایی افراطی، مداخله بیش از حد و تخصیص بوروکراتیک منابع در دهه‌های گذشته، عملا از نسخه‌ یک و اخیرا نسخه دو بازار آزاد دفاع کرده‌اند و بحث‌های انتقادی و تبیین حول نسخه سوم آن کم‌رنگ بوده است. به نظر می‌رسد سطح آگاهی جامعه از مزایا و کاستی‌های نظام بازار و اقتصاد آزاد به حدی رسیده است که باید از گفتمان «آزادسازی و مقررات‌زدایی صرف» عبور کنیم و وارد جزییات بیش‌تری در مورد حدود و ثغور بازارها شویم.

کانال «یک‌ لیوان چای داغ»، https://telegram.me/hamedghoddusi