در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
پوپولیسم یا صدای شنیده نشده مردم؟. *******************
پوپولیسم یا صدای شنیده نشده مردم؟
این مقدمه مقالهای است که برای شماره نوروزی «اندیشه پویا» نوشتهام و نسخه کاملش را بعدا این جا میگذارم.
*******************
بیوجه نخواهد بود اگر سالهای اخیر را دوره بازگشتن پوپولیسم به مرکز تحلیلهای سیاسی دنیا بنامیم. ظهور احزاب پوپولیست در کشورهای توسعهیافته غربی - عموما از نوع جریان های دست راستی و راست افراطی - موضوع را دوباره در مرکز توجه محققان علوم سیاسی و اقتصاد سیاسی قرار داده است و موجی از پژوهشهای جدید در مورد ماهیت، ایدئولوژی، خاستگاهها، و تاثیرات سیاسی و اقتصادی این جنبشها را جرقه زده است. اگر جنبشهای رهاییبخش و عدالتخواهانه روح زمانه (Zeitgeist) دهه شصت و هفتاد میلادی را شکل میدادند، به تعبیری پوپولیسم روح زمانه عصر ما است. ولی پوپولیسم دقیقا چیست؟ «شورش مردم علیه نخبگان» احتمالا مهمترین و شاید تنها وجه مشترک دهها جریان سیاسی مختلف است که در دو قرن گذشته (خصوصا قرن بیستم) با برچسب «پوپولیسم» وصف شدهاند.
در مذمت پوپولیسم و سیاستهای پوپولیستی فراوان نوشته است و خواننده اندیشه پویا هم قطعا به خوبی با آنها آشنا است: پوپولیسم نهادهای دموکراتیک را بیثبات میکند و چرخههای سیاسی ایجاد میکند. پوپولیسم چپ باعث کوتهنگری (Short-Termism) و قربانی کردن ملاحظات بلندمدت در سیاستگذاریها میشود، قیمتهای نسبی را در اقتصاد دستکاری میکند و روند سرمایهگذاری را مختل میکند. در مقابل جنبشهای پوپولیستی دستراستی معمولا عنصر هویتطلبی غیردموکراتیک و غیرلیبرال دارد، خصوصیت بیگانهسازی و دگرستیزی (ما و دیگری) را تقویت میکند، حقوق اقلیتها را تضمین نمیکند، قدرت رسانههای زرد را تقویت میکند و الخ.
در این مقاله کوتاه ولی قصد داریم کمی از موضع و گفتمان مسلط موجود در کشور در تقیبح قاطعانه پوپولیسم - خصوصا به عنوان برچسبی برای توصیف سیاستها - فاصله گرفته و این سوال انتقادی را مطرح کنیم که از پوپولیسم به عنوان یک جنبش اجتماعی و سیاسی چه میتوان آموخت؟ ...
تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi