در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
تقویت انگیزههای خصوصی برای رفع بحران برق (بخش دوم).. سام افلاکی (HEC Paris)، حامد قدوسی (SIT)
تقویت انگیزههای خصوصی برای رفع بحران برق (بخش دوم)
سام افلاکی (HEC Paris)، حامد قدوسی (SIT)
اشاره کردیم که به علت تقارن تابش خورشید و پیک مصرف در ایران، پنلهای خورشیدی میتوانند به عنوان یکی از چند راهحل پیکزدایی و غلبه بر خاموشیها (حداقل در طول روز) در کشور مطرح باشند. باید تصریح کنیم که توربینهای بادی نیز به عنوان یک گزینه دیگر مطرح است. امتیاز توربین بادی این است که در شب هم میتواند انرژی تولید کند ولی نقطه منفیاش این است که پیک تولید آن در تابستان نیست. سوال کلیدی باقیمانده، برقراری انگیزه کافی برای بخش خصوصی برای ورود به سرمایهگذاری در این حوزه است.
متاسفانه تامین مالی انرژی نو یکی از چالشهای قدیمی در کشور است و با جهش نرخ ارز و تشدید تحریمها بر شدت آن افزوده شده است، در نتیجه پیچیدگی تامین مالی موضوع را دست کم نمیگیریم. همان طور که اشاره کردیم، سهم هزینه سرمایهگذاری - خصوصا از نوع ارزی - برای فناوریهای انرژی نو به مراتب بیشتر از توربینهای گازی است. فناوری توربین گازی از یک طرف بومی شده و سهم ارز در خرید آنها کمتر است و از طرف دیگر بخش مهمی از هزینه تولید برق آن به قیمت گاز بستگی دارد. در نتیجه با اعطای گاز ارزان همچنان میتوان انگیزه بخش خصوصی را برای نیروگاه گازی حفظ کرد.
در مورد انرژیهای نو وضعیت متفاوت است چون هزینه تولید برق آنها تقریبا به صورت یک به یک به نرخ ارز وابسته است و با توجه به جهش تقریبا دو برابری نرخ ارز - و ثابت ماندن نرخ خرید برق - انگیزه بخش خصوصی برای سرمایهگذاری به شدت تخریب شده است. مضاف بر اینکه به خاطر غیربومی بودن فناوری تولید صفحات خورشیدی، واردات و سرمایهگذاری این صفحات به تحریمها حساس است. البته از آن سمت، یک یک امتیاز صفحات خورشیدی این است که کمتر نیاز به تعمیر و نگهداری دارد (در مقایسه با مثلا نیروگاه گازی) و در نتیجه تحریمهای تجاری احتمالی، ضربه کمتری به این نوع فناوری تولید برق میزند.
برای ملموس شدن موضوع محاسبات زیر را در نظر بگیرید: یک پنل خورشیدی نسبتا کوچک «یک کیلوواتی» همراه با باتری و مبدل لازم برای تلفیق در سیستم برق خانگی تقریبا حدود ۱۰۰۰ دلار هزینه دارد. این هزینه تقریبا معادل هزینه یک سیستم کولر گازی متوسط بوده و میتواند به طور پایدار برق لازم برای ۲ کامپوتر خانگی, ۱ تلوزیون متوسط السیدی،
۵ پنکه سقفی و ۴ لامپ متوسط lلایدی را فراهم کند. لازم به ذکراست که با هزینه های بالاتر, امکان اتصال دستگاههای پر مصرف تر مانند کولر گازی نیز به این سیستمها وجود دارد. اتصال ۵ میلیون از این سیستمها در مناطق شهری با وسعت سقفی بالاتر نسبت به تعداد خانوار میتواند ۵ گیگاوات به ظرفیت تولید کشور اضافه کند. در نتیجه در سطح کلان با هزینه ای معادل پنج میلیارد دلار - با فرض ۱۰۰۰ دلار برای هر دستگاه - حدود ۷٪ به ظرفیت پیک برق کشور اضافه میکند. اکثر این سیستمها گارانتی ۲۰ تا ۲۵ سال دارند و اگر چه در طول زمان کارایی آنها ثابت نیست, طول عمر تاثیر خیلی بالایی بر کاهش خروجی آنها ندارد.
(ادامه دارد)
تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi